تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
و لا اياه عنى من شبهه . يعنى نخواسته است كسى كه او را تشبيه كرده است به غير او . و لا له تذلل من بعضه . و براى او تذلل نكرده است در بندگى كسى كه بعضى و جز وى براى او ثابت كرده ، زيرا كه نشناخته خود را پرستيده است ، و حق تعالى در صفت مخالف شناختهء او است . و لا اياه أراد من توهمه . و او را اراده نكرده است كسى كه او را توهم كرده است ، يعنى براى او صورتى و شكلى و هيأتى در و هم قرار داده است ، يا آن كه آنچه عقول و اوهام خلق به آن مىرسد غير حقيقت او است . كل معروف بنفسه مصنوع . يعنى هر شناخته‌شده‌اى به نفس خود ساخته شده است . و بيان حاصل معنى آن بر چند وجه ممكن است : اول : آن كه مبنى بر آن است كه اشياء بر دو قسم‌اند ، بعضى به حواس مدرك مىشوند ، و آنها به نفس خود شناخته مىشوند ، مانند زيد كه ديده شود و صدائى كه شنيده شود ، و بعضى به حواس در نمىآيند و به آثار بر آنها استدلال مىكنند ، مانند حق تعالى ، پس مراد آن است كه هرچه به نفس خود مدرك مىشود و به حواس در مىآيد او ممكن و مصنوع است ، پس حق تعالى مدرك به حواس نمىتواند شد . دوم : آن كه هرچه به كنه حقيقت مدرك شود او ممكن و مصنوع است ، يا به اعتبار آن كه وصول به كنه از جهت تعقل اجزاء مىباشد و هر صاحب جزوى مركب و ممكن است ، يا به اعتبار آن صورت عقلى فردى از حقيقت او خواهد بود ، و تعدد و تركب لازم مىآيد .