به او است ، و كمال تصديق به او يگانه دانستن او است ، و كمال يگانه دانستن او اخلاص از براى او ، و كمال اخلاص از براى و نفى كردن صفات است از او ، براى شهادت دادن هر صفت كه آن غير موصوف است ، و شهادت دادن هر موصوف كه آن غير صفت است .
پس هر كه وصف كند حق سبحانه و تعالى را ، پس او را قرين امرى قرار داده است ، و هر كه او را قرين قرار دهد ، پس به تحقيق كه او را دو تا كرده است ، و هر كه او را دو تا گرداند براى او أجزا ثابت كرده است ، و هر كه أجزا براى او ثابت كند او را نشناخته است ، و هر كه اشارت كند به سوى او پس به تحقيق كه حد و اندازه از براى او ثابت كند ، و هر كه اندازه از براى او ثابت كند او را بشمار در آورده است .
مترجم گويد : مراد به معرفت در اول تصور ذات مقدس است به وجهى ، و مراد به تصديق اذعان به وجود و صفات كماليه است ، يا آن كه مراد به معرفت ، معرفت فطرى است كه همه كس را در اول تكليف مىباشد ، و مراد به تصديق تكميل آن است به دلائل و براهين و عبادات و طاعات .
و ظاهر آن است كه مراد به اخلاص در اين فقرات خالص گردانيدن حق تعالى از صفات جسمانيه و سمات امكانيه مراد باشد ، و اخلاص در عبادت نيز ممكن است كه مراد باشد ، زيرا كه كسى كه شريك براى حق تعالى در عبادت قرار مىدهد خدا را مانند آن شركا دانسته و صفات آنها را براى او اثبات كرده است . و كسى كه خداى نشناخته را عبادت كند عبادت غير او كرده ، و عبادت را براى او خالص نگردانيده است .
و آن كه حضرت فرمود : هر كه خدا را وصف كند او را مقرون
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 14
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤