و غير سيد زكات به سيد نمىتواند داد . اما سيد زكات خود را به سيد و غير سيد هر دو مىتواند داد ، و غير سيد احوط آن است كه به شريف هم ندهد ، و بهتر آن است كه زكات را به نزد مجتهد يا عالمى كه مصارف زكات را داند ببرند كه او به مصرف برساند .
و مسائل زكات بسيار است ، و براى ضرورت به اين قدر اكتفا نمود ، و السلام على من اتبع الهدى ، و الحمد للّه اولا و آخرا ، و صلى اللّه على محمد و آله الطاهرين ، و كتب الحقير محمد باقر بن محمد تقي عفي عنهما .
فصل دوم در خمس است
بدان كه خمس در هفت چيز واجب مىشود :
اول : غنيمتى كه از كافران در جنگ بگيرند ،
خواه در جنگگاه باشد و خواه در بيرون .
دوم : معادن است ،
مانند طلا و نقره و مس و سرب و ياقوت و زبرجد و سرمه و عنبر و قير و نفت و كبريت ، و بعد از آن كه خرج بيرون آوردن بدر رود پنج يك آن را بايد داد ، و مشهور آن است كه نصاب ندارد ، و بعضى گفتهاند نصابش يك دينار است ، تا به يك دينار نرسد خمس واجب نمىشود ، و بعضى بيست دينار گفتهاند ، يعنى بيست اشرفى كه نصاب اول طلا است ، و اكثر متأخرين به اين قائل شدهاند و خالى از قوتى نيست ، و اگر چند كس شريك باشند ، بايد حصهء هر يك جدا به نصاب برسد .
سوم : گنج است ،
يعنى مالى كه در زمين پنهان كرده باشند ، پس اگر گنج را در بلاد كفار بيابند كه در آنجا مسلمانى نباشد ،