تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
است كه سنت است ، و آن مالى است كه مالك شود آن را به عنوان معاوضه ، و در وقت مالك شدن قصد اكتساب و تجارت به آن داشته باشد ، و مىبايد كه قيمت آن به يكى از نصاب طلا و نقره برسد ، و در تمام سال بر نصاب باقى باشد ، و در تمام سال از مايه كم نشود كه يا به مايه يا بيشتر بخرند ، و اگر چند سال بگذرد كه مايه در كمى باشد ، سنت است كه زكات يك‌ساله را بدهد ، و اگر بر مايه باقى باشد هر سال چهل يك را مىدهد ، و اگر معاوضه كند در اثناى سال به قصد تجارت خلاف است ، و احوط آن است كه بازبدهد . و سنت است كه در وقت درو كردن اگر فقرا حاضر باشند هر فقيرى را دستهء گندم بدهد هر قدر كه در دستش در آيد . و در وقت چيدن خرما و انگور يك مشت بدهد و به زكات حساب نكند ، و بعضى واجب دانسته‌اند ، و احوط آن است كه ترك نكند . اما

مستحق زكات

پس هشت طائفه‌اند :

اول و دوم : فقرا و مساكين ،

و ايشان كسانىاند كه قوت ساليانهء خود و عيال خود را نداشته باشند ، و قادر بر كسبى نباشند كه معاش خود و عيال خود را به آن نتوانند گذرانيد ، و احوط آن است كه صالح باشند ، و سائل به كف نباشند .

سوم : كسى است كه امام عليه السلام نصب مىكند براى گرفتن زكات و حصه به او مىدهد ،

و در اين زمان آن نمىباشد غالبا .

و همچنين چهارم كه مؤلفهء قلوبهم‌اند ،

در اين زمان نمىباشند غالبا .