تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
پس اگر زراعت و باغ ، آب روان ، يا آب باران ، يا آب قنات ، يا آب ريشه خورده باشد ، ده يك مىدهند ، و اگر آب دست يا گاو يا شتر يا چرخاب خورده باشد ، بيست يك مىدهند . و اگر از هر دو خورده باشد بيشتر اعتبار دارد . و اگر هر دو مساوى باشد پانزده يك مىدهند . و احوط و اقوا آن است كه به غير از خراج پادشاهى چيزى از خرج زراعت را بدر نكنند در دادن زكات . و چون اكثر علما بر آن‌اند كه تعلق زكات به انگور در وقت غوره شدن است ، پس احوط آن است كه اول ارباب خبرت را بياورد كه تخمين كنند ميوهء باغ را كه چه مقدار است ، و با خود مقرر سازد كه به آن نسبت زكات خواهم داد ، آنچه خورد از غوره و انگور حلال باشد ، يا آن كه آنچه بر دارد بكشد و حساب نگاه دارد ، يا آنچه بر دارد عشر غوره را بدهد ، و همچنين گندم و جو وقتى كه دانه به بندد . و بعضى از علما گفته‌اند كه زكات واجب است در حبوب ، مانند برنج و ماش و نخود و عدس و امثال اينها ، هرگاه به نصاب جو و گندم برسند ، به همان شرائط و مقدارى كه گذشت . و مشهور آن است كه زكات اينها سنت است ، و در ماديان « 1 » كه در علف مباح چرا كند و سال بر او بگذرد زكات سنت است . پس اگر پدر و مادرش عربى باشند در سالى دو اشرفى چهار دانك و نيمى مىدهد ، و اگر يابو باشد كه يكى از پدر و مادرش عربى نباشند يك اشرفى مىدهد . و در زكات تجارت جمعى به وجوب قائل شده‌اند ، و مشهور آن
هامش
( 1 ) ماديان : اسب ماده .
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 347 | العلامة المجلسي / سيد مهدى رجائى