مىدهد احتياطا و باقى از او است . و به آن ملحق كردهاند حيوانات شكارى را مانند آهو ، و اگر محتمل باشد كه در خانهء مالك سابق خورده باشد ، احوط آن است كه به او تعريف مىكند .
چهارم : چيزى است كه به غوص از دريا بيرون آورند ،
مانند مرواريد و مرجان ، و نصاب در آن معتبر است و مشهور آن است كه نصابش يك دينار است ، يعنى يك اشرفى تمام وزن ، و بعضى بيست دينار گفتهاند ، و اگر چند مرتبه در آورد همه را در نصاب با هم حساب مىكند هر چند در ما بين ترك غوص كرده باشد على الاحوط .
و اگر چند كس شريك باشند حصهء هر يك مىبايد به نصاب برسد .
و عنبر را اگر از دريا به غوص در آورند حكم مرواريد دارد ، و اگر از روى آب يا ساحل بردارند مشهور آن است كه حكم معدن دارد ، و احوط آن است كه به هر حال خمس آن را بدهند ، و رعايت نصاب در آن نكنند .
پنجم : حاصل مؤنت ساليانه است از ارباح تجارتها و زراعتها و جميع كسبها ،
و مشهور آن است كه در ميراث و بخشش و هديه خمس نمىباشد ، و خرج ساليانه را كه بيرون مىكنند قدر وسط مناسب حال آن شخص را اعتبار كردهاند ، پس اگر اسراف كرده باشند خمس آنچه اسراف كرده است بيرون مىكند ، و اگر بر خود تنگ گرفته باشد آن را هم بيرون مىكند على المشهور .
و احوط آن است كه هر چه حاصل شود و خرج بگذرد زيادتى را روز به روز خمس بدهد ، و اگر در اثناى سال اخراجات ضروريه واقع شود ، مثل خرج كدخدائى ، و حج بيت اللّه ، و زيارات رسول و ائمه صلوات اللّه عليهم و امثال اينها ، همه را به قدر وسط بيرون مىكند ، و همچنين تعديات و زيادتيها كه ظلمه كنند جميع را