باشد زكات بدهند ، و بچهها را تا شير مىخورند حساب نمىبايد كرد بنا بر مشهور ، و احتياط در آن است كه از روزى كه متولد مىشوند حساب كنند .
و در طلا و نقره و حيوانات همه شرط است كه سال بر ايشان بگردد ، و سال زكات يازده ماه است ، و چون ماه دوازده داخل شد زكات واجب مىشود . و در گاو و شتر شرط است كه كار كن نباشند ، پس اگر بار كشند يا خيش « 1 » كنند زكات واجب نيست .
و گوسفند و بز را بر سر هم حساب مىكنند ، و گاو و گاوميش را بر سر هم حساب مىكنند ، و شتر نر و ماده و لوك « 2 » را بر سر هم حساب مىكنند .
ششم و هفتم و هشتم و نهم : گندم و جو و خرما و مويز است ،
و شرط است كه هر يك به نصاب برسند ، و نصاب سيصد و هفت من و پنجاه درم است به سنگ تبريز ، و انگور هرگاه به نهصد و بيست و يك من باشد ، احوط آن است كه زكات بدهند .
و شرط است كه اين غلات در ملك او به حد نصاب رسيده باشند . پس اگر گندم و جو را بعد از درو كردن بخرد زكات بر فروشنده واجب است .
و اگر زمين را به اجاره گرفته باشد زكات بر مستأجر واجب است . و اگر به مزارعه بگيرد به نصف يا ثلث يا ربع يا ده چهار مثلا ، زكات حصهء مالك بر مالك واجب است ، و زكات حصهء عامل بر عامل ، اگر حصهء هر يك به تنهائى به نصاب رسيده باشد .
هامش
( 1 ) خيش ، خيچ ، گاو آهن ، آلتى كه سر آن را به گردن گاو مىبندند و با آن زمين را شخم مىزنند .
( 2 ) لوك ، شتر قوى هيكل و باركش .