در دو بدهد ، و اگر نداشته باشد شتر نر دو سالهء پا در سه بدهد .
هفتم : سى و شش است ، و بايد شتر مادهء دو سالهء پا در سه بدهد .
هشتم : چهل و شش است ، و بايد شتر مادهء سه سالهء پا در چهار بدهد .
نهم : شصت و يك است ، و بايد شتر مادهء چهار سالهء پا در پنج بدهد .
دهم : هفتاد و شش است ، و بايد دو شتر مادهء دو سالهء پا در سه بدهد .
يازدهم : نود و يك است ، و بايد دو شتر مادهء سه سالهء پا در چهار بدهد .
دوازدهم : صد و بيست و يك است ، و هر چه زياد شود ، در هر پنجاه شتر يك شتر ماده سهساله مىدهد ، و در هر چهل شتر يك شتر مادهء دوساله مىدهد .
چهارم : گاو است ،
و در هر سى گاو يك گوساله ماده يا نر يك سالهء پا در دو مىدهد ، و در چهل گاو يك گاو ماده دو سالهء پا در سه مىدهد .
پنجم : گوسفند است ،
و در چهل گوسفند يك گوسفند واجب است ، و در صد و بيست و يك گوسفند دو گوسفند ، و در دويست و يك گوسفند سه گوسفند واجب است ، و در سيصد و يك گوسفند أحوط آن است كه چهار گوسفند بدهد ، و چون به چهار صد برسد هر چه زياد شود از هر صد گوسفند يك گوسفند مىدهد .
و در زكات هر يك از شتر و گاو و گوسفند شرط است كه در علف مباح چريده باشند در تمام سال ، پس اگر علف مملوك خورده باشند زكات واجب نيست . و اگر بعضى از سال چريده باشد و بعضى علف ملك خورده باشد ، أحوط آن است كه اگر چريدنش بيشتر