به خاطرش آيد چنانچه گذشت ، و علامه رحمه اللّه در فراموشى تشهد دوم نيز قائل به سجدهء سهو شده است چنانچه مذكور شد .
چهارم : آن است كه يك سجده را فراموش كند ،
و بعد از ركوع متذكر شود بنا بر مشهور چنانچه گذشت .
پنجم : سلام گفتن بىموقع است
و بر اين نقل اجماع كردهاند اگر چه خلافى نيز ظاهر مىشود ، و كلينى رحمه اللّه به عدم وجوب قائل شده است و اقوا و أحوط وجوب است .
ششم : ايستادن است در جائى كه بايد نشست ، و نشستن است در جائى كه بايد ايستاد
موافق جمعى از علما ، و أحوط آن است كه ترك نكند .
هفتم : براى هر زيادتى و كمى كه در نماز واقع شود بعضى سجدهء سهو را واجب دانستهاند ،
و بعضى تخصيص به واجبات دادهاند ، و بعضى اعم از واجبات و مستحبات گفتهاند ، و ابن جنيد از مستحبات خصوص قنوت را قائل شده است كه اگر سهوا ترك كنند موجب سجدهء سهو است . و أبو الصلاح لحن در قرائت را كه غلط بخواند يا حرف را از مخرج ادا نكند سهوا موجب سجود سهو دانسته است ، و رعايت اين اقوال أحوط است اگر چه عدم وجوب اقوا است .
هشتم : شك ميان سه و چهار است با غلبهء ظن بر چهار ،
كه ابن بابويه قائل شده است كه بنابر چهار مىگذارد ، و سجدهء سهو مىكند ، و چون دو روايت « 1 » معتبر بر اين دلالت كرده است ، أحوط عدم ترك است ، بلكه در هر شكى در ركعات كه ظن غالب شود بر زياده أحوط سجدهء سهو است .
نهم : آن است كه شك كند ميان زياده و نقصان فعلى ،
مثل آن
هامش
( 1 ) فروع كافى 3 / 353 ، ح 8 .