تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
به خاطرش آيد چنانچه گذشت ، و علامه رحمه اللّه در فراموشى تشهد دوم نيز قائل به سجدهء سهو شده است چنانچه مذكور شد .

چهارم : آن است كه يك سجده را فراموش كند ،

و بعد از ركوع متذكر شود بنا بر مشهور چنانچه گذشت .

پنجم : سلام گفتن بىموقع است

و بر اين نقل اجماع كرده‌اند اگر چه خلافى نيز ظاهر مىشود ، و كلينى رحمه اللّه به عدم وجوب قائل شده است و اقوا و أحوط وجوب است .

ششم : ايستادن است در جائى كه بايد نشست ، و نشستن است در جائى كه بايد ايستاد

موافق جمعى از علما ، و أحوط آن است كه ترك نكند .

هفتم : براى هر زيادتى و كمى كه در نماز واقع شود بعضى سجدهء سهو را واجب دانسته‌اند ،

و بعضى تخصيص به واجبات داده‌اند ، و بعضى اعم از واجبات و مستحبات گفته‌اند ، و ابن جنيد از مستحبات خصوص قنوت را قائل شده است كه اگر سهوا ترك كنند موجب سجدهء سهو است . و أبو الصلاح لحن در قرائت را كه غلط بخواند يا حرف را از مخرج ادا نكند سهوا موجب سجود سهو دانسته است ، و رعايت اين اقوال أحوط است اگر چه عدم وجوب اقوا است .

هشتم : شك ميان سه و چهار است با غلبهء ظن بر چهار ،

كه ابن بابويه قائل شده است كه بنابر چهار مىگذارد ، و سجدهء سهو مىكند ، و چون دو روايت « 1 » معتبر بر اين دلالت كرده است ، أحوط عدم ترك است ، بلكه در هر شكى در ركعات كه ظن غالب شود بر زياده أحوط سجدهء سهو است .

نهم : آن است كه شك كند ميان زياده و نقصان فعلى ،

مثل آن
هامش
( 1 ) فروع كافى 3 / 353 ، ح 8 .