مىبايد آورد مانند سجود و تشهد ، و همچنين دو سجدهء سهو اگر در وقت فريضه كنند قصد ادا مىكنند ، و اگر در خارج وقت كنند قضا مىكنند ، و اين سخن محل نظر است ، و ظاهر نيت ادا و قضا در اينها در كار نيست .
فصل پنجم در بيان أحكام سجدهء سهو و سببى چند است كه به آنها واجب مىشود
و آن مشتمل بر چند فائده است :
فائدهء اول در بيان موجبات سجدهء سهو است
پس آنها نه چيزاند كه بعضى اتفاقى است و بعضى خلافى است :
اول : سخن گفتن به دو حرف يا زياده يا يك حرف تام الفائده است كه دعا و ذكر قرآن نباشد ،
و در اين كه اين موجب سجدهء سهو است خلاف صريحى ميان علما نيست ، و أحاديث بسيار بر آن دلالت كرده است .
دوم : شك ميان چهار و پنج است در نماز چهار ركعتى
چنانچه گذشت ، و اگر چه در اين في الجمله خلافى نقل كردهاند اما نادر است ، و أحاديث بسيار بر آن دلالت كرده است ، و بعضى در شك ميان چهار و شش يا زياده نيز قائل به سجدهء سهو شدهاند ، و مشهور بطلان نماز است چنانچه گذشت .
سوم : آن است كه تشهد اول را فراموش كند
و بعد از ركوع