بجا آورد ، و در سجدههاى سهو اگر به خاطرش آيد كه هر دو سجده را ترك كرده است بار ديگر بكند .
و اگر به خاطرش آيد كه يك سجده را ترك كرده است ، اگر پيش از شروع در تشهد به خاطرش آيد آن را بجا مىآورد ، و اگر بعد از شروع در تشهد باشد ، أحوط آن است كه آن را بجا آورد ، و بار ديگر سجدهها را اعاده نيز بكند .
و اگر واجبى از واجبات سجود را فراموش كرده باشد ، اگر پيش از سر برداشتن به خاطرش آيد بجا آورد ، و اگر بعد از سر برداشتن به خاطرش آيد أحوط آن است كه سجدهها را تمام كند و اعاده نيز بكند ، و سجدهء سهو در خللى كه در سجده سهو واقع شود لازم نيست .
نهم : شك امام يا مأموم با يقين ديگر اعتبار ندارد و عمل به يقين او مىكند ،
مثل آن كه امام شك كند ميان سه و چهار و مأموم جزم داشته باشد به سه ، و بيابد كه امام را ترددى عارض شده است ، بايد كه امام را مطلع گرداند به اينكه سه مرتبه سبحان اللّه يا اللّه أكبر بگويد تا امام بداند كه او جزم به سه دارد ، پس بر امام واجب است كه به قول او عمل كند هر چند مأموم يكى باشد و فاسق باشد ، و هر چند از گفتهء او امام را ظن حاصل نشود .
و همچنين اگر مأموم شك كند ميان يك و دو مثلا و امام يقين داند كه دو است ، تابع امام مىشود ، و به شك خود اعتنا نمىكند .
و همچنين اگر يكى از ايشان شك داشته باشد و ديگرى ظن ، مشهور و اقوا آن است كه صاحب شك رجوع به صاحب ظن مىكند .
و اگر يكى از امام و مأموم يقين داشته باشد و ديگرى ظن ، باز مشهور آن است كه صاحب ظن رجوع به صاحب يقين مىكند ، و در