سهو از او ساقط مىشود ، و أظهر و أحوط آن است كه سجدهء سهو را نيز بجا آورد .
پنجم : آن كه كسى كه نماز احتياط يا أفعال فراموش شده را كه تدارك بايد كرد يا سجدهء سهو را فراموش كند ،
هر وقت كه به خاطرش آيد بجا مىآورد ، و نيت اداء و قضا ظاهرا در كار نباشد .
و اگر در فعلى شك كند كه وقتش باقى باشد ، و فراموش كند تدارك آن را تا وقتش بگذرد ، اگر ركن باشد أحوط آن است كه بعد از اتمام نماز را اعاده كند ، و اگر فعلى باشد كه بعد از نماز تدارك بايد كرد ، أحوط آن است كه تدارك كند ، و اگر سجدهء سهو داشته باشد بكند .
و اگر شك كند در فعلى كه وقتش باقى باشد و بايد كه آن فعل را بكند ، و باز شك كند كه آيا كردم آن را يا نكردم ، أظهر آن است كه اگر وقت باقى است بايد كه بكند ، و اگر اعادهء نماز نيز بكند دور نيست كه أحوط باشد .
ششم : اگر در نماز احتياط يا سجدههاى سهو يا افعال فراموش كرده بعد از نماز شك كند كه آيا آنها را كردهام يا نه ؟
أظهر آن است كه واجب است كه بجا آورد ، و اگر در ركعات نماز احتياط ، يا در افعال آن يا در عدد سجدههاى سهو ، يا در أفعال آنها ، يا در اجزاى افعالى كه تدارك مىكند شك كند ، مشهور ميان علما آن است كه التفات به آن شك نمىكند و بنا بر طرف صحيح مىگذارد .
مثل آن كه شك كند در دو ركعت نماز احتياط كه يكى كردهام يا دو بنا بر دو مىگذارد ، و اگر شك كند ميان دو و سه بنا بر دو مىگذارد كه صحيح است . و اگر در ركوع يا سجود شك كند و وقتش باقى باشد تدارك نمىكند .