تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
شرك خفى و اغراض فاسدهء نفسانى عبادت خود را خالص گرداند ، چنان چه در كتاب عين الحيات بيان اين مراتب شده است . سوم : آن كه حق تعالى را من حيث الذات و الصفات از انواع تعددات و تكثرات مبرا داند ، به آن كه خدا را جسم نداند ، كه صاحب اجزاى خارجيه باشد ، و مركب از اجزاء و اعضا ندانند ، و مركب از جنس و فصل ندانند ، و او را بسيط مطلق داند كه اجزاى خارجيه و وهميه و عقليه مطلقا در او نيست ، و او را صاحب صفات زائده نداند . چنانچه اشاعره هفت صفت موجود قديم براى حق تعالى اثبات مىكنند ، و همه را قائم به ذات خدا مىدانند ، و آن هفت : علم است ، و قدرت ، و اراده ، و حيات ، و كلام ، و سمع ، و بصر ، و در حقيقت بهشت خدا قائل مىشوند . بلكه بايد ذات حق را بسيط مطلق دانست ، و ذات را قائم مقام جميع صفات بايد دانست ، و به هيچ صفتى كه قائم به ذات باشد قائل نباشد ، مثل آن كه ما را قادر مىگويند به قدرتى كه قادر بر ذات ما است ، و قائم است به ذات ما ، و خدا را قادر مىگوئيم به آن كه ذات مقدس او كافى است براى ايجاد هرچه اراده نمايد بىآن كه قدرتى به ذات او قائم باشد . و ما را عالم مىگويند به علمى كه به ذات ما قائم است ، و حق تعالى عالم است به همهء معلومات به نفس ذات مقدس خود بىآن كه صفتى به ذات او قائم باشد كه آن را علم گويند . و ما را سميع مىگويند به آن كه صداها را به حاسهء سمع مىشنويم ، و حق تعالى سميع است ، يعنى عالم است به صداها بىآن كه او را گوشى و حاسه‌اى بوده باشد ، و همچنين در ساير صفات .