پيغمبر او پس گفت :
اول عبادة اللّه معرفته ، و أصل معرفة الله توحيده ، و نظام توحيد الله نفى الصفات عنه ، لشهادة العقول أن كل صفة و موصوف مخلوق ، و شهادة كل موصوف أن له خالقا ليس بصفة و لا موصوف ، و شهادة كل صفة و موصوف بالاقتران ، و شهادة الاقتران بالحدث ، و شهادة الحدث بالامتناع من الازل الممتنع من الحدث .
يعنى : أول عبادت و پرستيدن خدا شناختن او است ، و اصل شناختن خدا يگانه دانستن او است ، و نظام و تمام يگانهشناسى او به نفى كردن صفتها است از او ، زيرا كه گواهى مىدهند عقلها به آن كه هر صفت و موصوف آفريده شدهاند .
و شهادت مىدهد هر موصوف به صفتى كه آن را آفرينندهاى هست كه آن آفريننده نه صفت است و نه موصوف ، و شهادت مىدهند هر صفت و موصوفى به مقرون بودن يك ديگر ، و شهادت مىدهند مقرون بودن به حادث بودن ، و گواهى مىدهد حادث بودن به ممتنع و محال بودن ازليت به امتناع و ابا نمودن از ازليت كه ازليت امتناع مىنمايد از حادث بودن ، و بعد از نبودن موجود شدن .
مترجم گويد : فهم اين فقرات اعجاز آيات موقوف بر بيان چند فايده است :
فايدهء اول آن كه حضرت فرمود : أول عبادت حق تعالى معرفت او است ،
يعنى معرفت خدا مقدم است بر عبادت ، و تا يقين به وجود صانع عالم نكنى و او را به صفات كماليه نشناسى نخواهى دانست كه كى را مىپرستى ، و تذلل نزد كى مىكنى ، و فرمان كى مىنمائى .
و ايضا از آيات و اخبار بسيار ظاهر مىشود كه بدون معرفت