خدا و رسول و ائمهء هدا عليهم السلام و اقرار به ضروريات دين مبين عبادت صحيح نيست ، و اگر كسى يك امام را از ائمهء خود را نشناسد و تمام عمر دنيا عبادت كند ، عبادت او هيچ فايده نمىبخشد ، و مستحق ثواب نمىگردد .
و مشهور ميان علما آن است كه مىبايد عقائد خود را به دليل بداند ، و تقليد در آن كافى نيست . و ظاهرا دلايل اجماليه كه در قرآن و حديث وارد شده است كافى باشد ، و محتمل است كه مراد از اين فقره آن باشد كه بهترين عبادتهاى خدا معرفت او است .
فايدهء دوم آن كه فرمود : اصل معرفت خدا توحيد او است ،
يعنى اقرار به يكتائى و يگانگى او ، و در توحيد چند امر معتبر است ، و بر هر يك از آنها اطلاق مىشود .
اول : آن كه در خلق و تدبير عالم براى خدا شريكى قرار ندهد ، چنانچه گبران عالم را به دو خالق و دو مدبر نسبت مىدهند كه نور و ظلمت يا يزدان و اهرمن مىگويند ، و كمال اين توحيد آن است كه حق تعالى را مالك نفع و ضرر خود داند ، و به غير او در هيچ امر توسل نجويد ، و در جميع امور بر جناب مقدس او توكل نمايد .
دوم : آن كه در پرستيدن براى خدا شريكى قرار ندهد كه او را با خدا عبادت كند ، چنان چه كفار قريش بتها را در خلق عالم شريك خدا نمىدانستند ، اما در عبادت شريك خدا مىگردانيدند ، و به اين سبب مشرك بودند ، و كمال اين توحيد آن است كه در عبادت غير جناب مقدس الهى چيزى منظور عابد نباشد ، و از مراتب