ولى اگر اين كار را از مناقب عثمان بناميم ، تأييدى بر ديدگاه سيد مرتضى است وجايى براي تقيه ومناقشات ديگر نيست ؟ علاوة بر آن ، قفارى يا كتاب الشافي را نديده ، يا در آن دقت كافى نكرده است ؛ چون اين عبارت در كتاب الشافي از سيد مرتضى نيست ، بلكه ايشان به نقل از كتاب المغنى تأليف قاضى عبد الجبار آن را آورده وقاضى نيز آن را از قول كساني كه بر كار عثمان خرده مىگيرند مىآورد تا پاسخ دهد واز كار عثمان دفاع كند . وى در اين دفاع مىنويسد : سوزاندن مصاحف مشكوك ، موجب حفظ قرآن وپايان بخشيدن به درگيرىها واختلافات شد . « 1 » سيد مرتضى با ذكر هر دو عبارت ، در مقام داورى بين رأى قاضى عبد الجبار ومخالفان أو ، وارد پاسخگويى وقضاوت مىشود ؛ ليكن بنابر ديدگاه خود سيد مرتضى كه با ادلّهى استوار وشواهد متعدد به اثبات رسانيده ، قرآن در عصر خود پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله جمعآورى وتدوين شد وآن همين صورت قرآن كنونى است كه در بين ما وجود دارد واخبارى را كه از جمع أبا بكر ويا توحيد مصاحف توسط عثمان خبر مىدهند ، اخبارى ضعيف ، غير قابل اعتبار ودر تعارض با اين ادلّهى قطعي ، ساقط مىداند . « 2 »
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 225
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص٢٢٥
باز برخى از وهابيان در مورد ديدگاه شيخ مفيد دربارهى سلامت قرآن از تحريف دچار خيانت شده ، كلام ايشان را تقطيع كردهاند تا شيخ مفيد را در جرگهى قايلين به تحريف نشان دهند ؛ از جمله دكتر ناصر قفارى كه پس از خيانت در عبارت شيخ مفيد ، آن را با ديدگاه شيخ صدوق رحمه الله مقايسه كرده وكوشيده است كه دو موضع متناقض از اين دو استوانهى شيعه ارائه كند . وى مىنويسد :
هامش
( 1 ) . على بنحسين علم الهدى ( شريف مرتضى ) ، الشافي في الإمامة ، تحقيق عبد الزهراء حسينى ، ج 4 ، ص 229 .
( 2 ) . علي بن حسين علم الهدى ، الذخيرة في علم الكلام ، ص 364 .