دارد ودر آن مىگويد : . . . ما ، در مسائل طرابلسيات درستى قرآن را از هر جهت ، روشن ساختيم وگفتيم در اين كتاب نقص ، تبديل وتغيير ودگرگونى نيست . . . . « 1 » ثانياً ، اگر اين ديدگاه را به سيد مرتضى نسبت دادهاند ، پس چطور ابن حزم ( م . 456 ه . ق ) كه معاصر ايشان است مىگويد : « شريف مرتضى از اماميه ، منكر قول به تحريف قرآن است . . . » ؛ « 2 » پس به گمان دكتر قفارى ، يا بايد اين عبارت را بعداً در كتاب الفصل ابن حزم افزوده باشند ، يا آن كه ابن حزم بدون مدرك ودليل سخن گفته است ، كه در هر دو صورت ، كتاب ابن حزم از اعتبار ساقط خواهد بود . ثالثاً ، قفارى مىگويد : سيد مرتضى رحمه الله تقيه كرده است ، ودليل آن را چنين مىآورد : شريف مرتضى در كتاب الشافي دربارهى مطاعن عثمان گفته است : وى مردم را بر قرائت زيد بن ثابت گردآورد وساير مصاحف را كه مشكوك بودند ، سوزاند . . بدون شك اين سخن از شريف مرتضى با ديدگاهش در بارهى سلامت قرآن از تحريف تنافى دارد . . . واين حكايت از تقيه در ديدگاه وى مىكند ؛ افزون بر آن كه گفتار وى دربارهى سوزاندن مصاحف ، طعن در كتاب خداست . . . بلكه بايد گفت كار عثمان در سوزاندن ، از بزرگترين مناقب وى به حساب مىآيد ، كارى كه اجماع أمت آن را پذيرفته بودند . « 3 » ما به زودى دربارهى گرايش به تقيه در مسألهى تحريفناپذيرى قرآن بحث خواهيم كرد ؛ ليكن در اينجا از دكتر قفارى مىپرسيم چطور اگر سوزاندن مصاحف را از مطاعن عثمان بناميم موجب تناقض در كلام سيد مرتضى ونيز حصول « تقيه » مىگردد ،
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 224
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص٢٢٤
هامش
( 1 ) . علم الهدى ( شريف مرتضى ) ، الذخيرة في علم الكلام ، تحقيق سيد احمد حسينى ، ص 364 - 365 .
( 2 ) . علي بن حزم ، الفصل في الملل والأهواء والنحل ، تحقيق محمد بن إبراهيم نصر ، ج 5 ، ص 40 .
( 3 ) . ناصر قفارى ، همان ، ص 294 .