خرافهها ورسوبات اخبار تحريف نيست ( بخش أول ، پرسشهاى 23 - 25 ) ؛ اما آنچه را كه اينان الحاد ناميدهاند ، بدون توجه به پاسخ شيخ صدوق به نوع اين روايات است . شيخ در علاج اين اخبار مىگويد : هر چه در اخبار تحريفنما آمده ودر قرآن نيست ، از سنخ وحى قرآن نيست ، بلكه مانند أحاديث قدسي ، وحى غير قرآني است . « 1 » در عرف محققان ، هرگز نمىتوان بين كتابهايى كه براي جمعآورى اخبار نگاشته شده ، مانند ثواب الأعمال والخصال وكتابهايى كه در مقام بيان عقايد ويا فتوا - پس از تأمل ودقت نظر از رهگذر بررسى أسانيد اخبار ، مضامين آنها ، علاج تعارض و . . . - نگاشته شد ، مانند . رسالهى اعتقادات ، به طور يكسان حكم كرد ؛ واين نكتهى بسيار مهمى است كه متأسفانه ، يا به آن توجه نمىشود ، ويا از سر عمد ناديده گرفته مىشود ؛ همانطور كه خود شيخ صدوق به اين تفاوت اشاره كرده است : من در اين كتاب بنا ندارم مانند مصنّفان ، هرچه را كه راويان روايت كردهاند ، بياورم ؛ بلكه تنها احاديثى را مىآورم كه به آنها فتوا مىدهم وحكم به صحت آنها مىكنم . « 2 » با چشمپوشى از اين تفاوت ، مشكل كتابهاى أهل سنت در اين زمينه به مراتب بيشتر خواهد بود ؛ به طور نمونه در سند روايتي كه شيخ دربارهى سورهى احزاب نقل كرده ، محمد بن حسان قرار دارد كه در كتابهاى رجال از وثاقت وى خبري نيست ؛ ونيز ابن أبي حمزه البطائنى ، واقفي ، ضعيف ومتهم قلمداد شده است « 3 » ؛ در عين حال ، مضمون اين خبر در كتب أهل سنت از چند طريق از عايشة « 4 » ، حُذَيفه « 5 » و
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 221
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص٢٢١
هامش
( 1 ) . أبو جعفر صدوق ، همان ، ص 85 .
( 2 ) . أبو جعفر صدوق ، مقدمهى من لا يحضره الفقيه ، تصحيح على أكبر غفارى ، ج 1 ، ص 3 .
( 3 ) . أبو القاسم خويى ، معجم رجال الحديث ، ج 11 ، ص 214 .
( 4 ) . ر . ك : قاسم ابن سلام ، فضائل القرآن ، تحقيق وهبى سليمان خارجي ، ص 190 ؛ جلال الدين سيوطى ، درالمنثور ، ج 5 ، ص 180 ؛ الاتقان ، ج 2 ، ص 40 ؛ حسين راغب أصفهاني ، محاضرات الأدباء ومحاورات الشعراء والبلغاء ، ج 2 ، ص 434 .
( 5 ) . ر . ك : جلال الدين سيوطى ، در المنثور ، ج 5 ، ص 180 .