گاهى هم با واسطهى شاگرد ايشان ، يعنى أبو الفضل العباس العلوي ، روايتي را نقل مىكند « 1 » ودر مواردى هم با صراحت مىگويد : « اين مطلب در روايت علي بن إبراهيم نيست » . « 2 » در برخى از موارد ظاهر كلام مؤلف نيز نشان مىدهد كه ديدگاه خودش را دربارهى تفسير آيات آورده است . « 3 » بنابراين نمىتوان با استناد به اين تفسير ، علي بن إبراهيم قمى را در زمرهى تحريفگرايان قرار داد ؛ اما دربارهى توثيق أسانيد روايات اين تفسير توسط آية اللَّه خوئى بايد گفت : با اين فرض كه شاگرد بدون واسطهى علي بن إبراهيم قمى ، يعنى أبو الفضل العباس العلوي ونيز شاگرد با واسطهى أو ( يعنى كسى كه اين تفسير را گردآورده ومشخص نيست چه كسى است ) هر دو موثق باشند وبتوان به آنچه هم اكنون از تفسير قمى به دست ما رسيده اعتماد كرد ، در اين صورت ديدگاه آية اللَّه خوئى كه مىگويد : « جملگى مشايخ علي بن إبراهيم كه در تفسيرش از آنان روايتي با سند از يكى از معصومان نقل مىكند ، موثقاند ؛ چون خود علي بن إبراهيم در مقدمهى تفسيرش از وثاقت مشايخ خود خبر داده است » ، « 4 » تنها دربارهى راويان احاديثى خواهد بود كه علي بن إبراهيم با سند خود از معصومان نقل كرده است . تعداد اين أحاديث نسبت به ساير أحاديث وأقوال در اين تفسير اندكاند واز ميان آنان احاديثى كه ظهور در تحريف قرآن دارند ، به مراتب كمتر خواهند بود ؛ افزون بر آن ، هرگز در شيوهى آية اللَّه خويى ومحققان ديگر ، وثاقت راوي وصحت سند به معناى پذيرش متن حديث نيست ؛ « 5 » زيرا اين وثاقت ، تنها دروغگويى راوي را برطرف مىسازد ؛ اما احتمال لغزش ، خطا ونسيان راوي همچنان پا برجاست وبايد با فحص از قراين وشواهد درونى وبيرونى ، ونيز بررسى معارضهاى حديث ، به فهم واقعي حديث پى برد . به نظر ما پس از بررسى وژرفنگرى در متن اين أحاديث روشن مىگردد كه أكثر روايات تحريف قرآن در اين
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 214
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص٢١٤
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ، ج 1 ، ص 27 .
( 2 ) . ر . ك : علي بن إبراهيم قمى ، همان ، ج 2 ، ص 360 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 367 ؛ ج 2 ، ص 303 .
( 4 ) . سيد أبو القاسم خويى ، معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 49 .
( 5 ) . سيد أبو القاسم خويى ، البيان في تفسير القرآن ، بحث « صيانة القرآن عن التحريف » ص 197 - 259 .