محسن كاظمى در شرح وافيه نيز از عنوان باب : « إنّه لم يجمع القرآن كلّه إلّا الأئمّة عليهم السلام ؛ هيچ كس جز أئمة عليهم السلام قرآن را گرد نياورده است » گرايش مرحوم كلينى را به تحريف قرآن ، استظهار كرده است كه استظهارى درست وقابل قبول است ؛ چون ديدگاههاى قدما ، غالباً از عناوين بابهاى كتابهايشان شناخته مىشود . « 1 » به نظر ما اين استفاده تمام نيست ؛ زيرا : اولًا ، بر خلاف ادعاى محدث نوري ، شيوهى أبو جعفر كلينى ( ره ) در كافى بر رد ونقد روايات نيست . كلينى در كافى روايتي را نياورده كه سپس دربارهى آن ، بحثي مستقل به عنوان ردّ وقدح يا قبول ومدح آورده باشد . ثانياً ، هرگز بيان روايتي در كتاب حديثي ، نشان دهندهى اعتقاد مؤلف آن به مضمون آن روايت نيست ، هر چند مؤلف ملتزم به آوردن أحاديث معتبره باشد ؛ چون اعتبار سند حديث ، موجب اعتبار مطلق متن آن نمىشود ؛ به ويژه اگر آن متن ( وبه طور خاص در خود آن كتاب ) با متنى ديگر معارض باشد ؛ همان گونه كه در كتاب كافى چنين است وبه زودى خواهد آمد ؛ در غير اين صورت بايد گفت : اگر صِرف نقل حديثي در كتاب روايى ، مانند كافى و . . . بيانگر باور والتزام مؤلف به مضمون ومتن حديث باشد ( بدون بررسى فقه الحديث ) پس بايد تمام وهابيانى كه ثقة الاسلام كلينى را تحريفگر مىنامند ، جملگى صاحبان صحاح وكتابهاى تفسيري روايى أهل سنت كه در آنها از اين نوع أحاديث كم نيست ( بخش أول ، پرسشهاى 34 - 45 ) ونيز كساني كه اين كتابها را تأييد مىكنند را تحريفگرا به حساب آورند ؛ چون در نزد آنان ، صرف وجود حديثي در اين زمينه براي اين حكم كافى است ؛ البتة به نظر مىرسد اين نكته براي آنان پوشيده نيست ، ليكن بنا به حسابهاى ديگرى چنين بىمهابا حكم مىكنند واتهام مىزنند . ثالثاً ، بر فرض كه در كافى رواياتى بر تحريف به معناى مورد نزاع دلالت داشته
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 216
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص٢١٦
هامش
( 1 ) . ميرزا حسين نوري ، الفيض القدسي في ترجمة العلامة المجلسي ، ص 25 - 26 .