خداوند است . ( بخش أول ، پرسش 24 ) ؛ بنابراين به طور قطع مىتوان ادعا كرد كه ظاهر أكثر أحاديث در اين كتابها ، تحريف در ألفاظ قرآن نيست ، « 1 » بلكه قدر متيقن أصناف گوناگون آنها تحريف به معناى أعم است كه شامل اختلاف قرائتها ، حذف وتحريف در وحى تفسيري ( كه به نظر مىرسد اين مورد بيشتر مدنظر آنان بوده ) ، اختلاف در تأليف آيات ، حمل آياتي كه بنابر شأن نزولها وتبيين پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله دربارهى ولايت أهل بيت بوده ، ولى ديگران بر خلاف آن حمل كردهاند و . . . مىباشد . شاهد بر اين مطلب كتابهايى در اين زمينه است كه هم اكنون در دسترس ماست ؛ مانند كتاب القراءات ( يا التنزيل والتحريف ) از أحمد بن محمد سيارى ( كه شايد گستردهترين كتاب در اين باره باشد ) . هر كس با ديدهى انصاف به مضامين أحاديث اين كتاب بنگرد ، خواهد ديد كه أكثر أحاديث اين كتاب از موضع نزاع ( تحريف در ألفاظ قرآن ) بيرون است . در واقع مىتوان ادعا نمود كه هر چند أكثر اين كتابها مفقودند ، ليكن چون مضامين أحاديث آنها در لابهلاى كتابها ونقل قولهاى ديگران آمده ، مىتوان حدس زد كه محتواى آنها بيش از آن شش گروه احاديثى كه در ضمن پرسشهاى 21 - 28 بخش أول بررسى شدند ، نمىباشند . همان گونه كه ملاحظه گرديد مراد از اين أحاديث ، با توجه به قراين درونى وبيرونى ، تحريف در ألفاظ آيات قرآني نيست . علاوة بر اين نمىتوان به ضرس قاطع نام اين كتابها را به همين نامى كه هم اكنون مىشناسيم دانست ؛ چون شرححالنويسان ، از كتابهاى اين افراد با نامهاى گوناگون ياد كردهاند ؛ به طور نمونه شيخ طوسي از كتاب أحمد بن محمد بن خالد برقى ، با نام كتاب المعاني والتحريف ياد مىكند « 2 » ونديم در الفهرست با عنوان كتاب المعاني الأحاديث والتحريف « 3 » از آن نام برده است ؛ ابن شهرآشوب از كتاب علي بن أحمد كوفي ( م . 352 ق . ) با عنوان الرد على أهل التبديل والتحريف فيما وقع من أهل التأليف ياد كرده « 4 » ليكن نجاشي در ضمن اين كه وى را
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 209
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص٢٠٩
هامش
( 1 ) . ر . ك : محمد باقر مجلسي ، بحار الأنوار ، ج 10 ، ص 16 ، رقم 8 ؛ ج 17 ، ص 219 ، رقم 21 ، ص 304 ، رقم 14 ؛ ج 24 ، ص 297 ، رقم 5 ؛ ج 78 ، ص 359 ، رقم 2 و . . .
( 2 ) . ر . ك : أبو جعفر طوسي ، الفهرست ، ص 49 ، رقم ترجمه 65 .
( 3 ) . محمد بن إسحاق النديم ، الفهرست ، ص 277 .
( 4 ) . ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، ص 64 ، رقم ترجمه 436 .