قلب حضرت نيست ؛ بنابراين ، اگر قرآن در قلب شريف حضرت مصون از تحريف مىماند وخداوند وعده به حفظ آن داده ، براي آن است كه حجت را بر همهى مردم تمام كند واتمام حجت جز با وعده به حفظ قرآن در تمام مراحل از تلقى وحى ، تلاوت وابلاغ آيات وسپس بقاى آنها به همان صورت ، تحقق نمىيابد واين وعده در بارهى قرآن كه آخرين كتاب جاودانه است وبر كتابهاى ديگر آسمانى هِيمَنه وسيطره دارد وميزان حقانيت معارف آنهاست « 1 » تا روز قيامت ادامه خواهد داشت .
6 . مناقشهى محدث نوري در استدلال به آيات شريفهى 41 و 42 سورهى فصلت بر سلامت قرآن از تحريف چيست وپاسخ آن كدام است ؟
محدث نوري در مورد استدلال به آيات شريفهى : . . . وَإِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لَا يأَتِيهِ الباطِلُ مِنْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مُنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ « 2 » ( . . . وبه طور قطع آن كتابي عزيز است * باطل از روبهرو وپشت سر به آن راه نمىيابد ، فرود آمده از ناحيهى خداوند حكيم وستوده ) در تحريفناپذيرى قرآن ، چنين مناقشه مىكند : هر چند حذف وتغيير وتبديل از مصاديق باطل مىباشند ، ليكن مراد آية اينها نيست ؛ چون : اولًا ، ظاهر آية اين است كه در قرآن چيزى كه مستلزم بطلان محتواى آن باشد ، مانند تناقض در احكام قرآن يا كذب در گزارشها وسرگذشتهاى آن ، راه ندارد ، همان طور كه روايات در تفسير آية مىگويد : « باطل از ناحيهى تورات وإنجيل وزبور در قرآن راه نمىيابد وكتابي نيز بعد از قرآن نمىآيد تا محتواى قرآن را باطل كند . » و « باطل در گزارشهاى قرآن از گذشتگان ودر گزارشهاى قرآن از آيندگان ، وجود ندارد . » بنابراين با اين تفسيرِ أهل بيت چگونه مىتوان معناى باطل را در حذف وتغيير ، گسترش داد ؟ ثانياً ، اين معنا از باطل با منسوخ التلاوة كه أهل سنت باور دارند ، نقض مىشود . ثالثاً ، اين معنا با قرآن سوزى عثمان نقض مىشود چون كار أو ورود تحريف به