7 . تحريفگرايان در نقد ادلهى روايى سلامت قرآن از تحريف چه مىگويند وچگونه پاسخ داده مىشود ؟
تحريفگرايان در نقد ادلّهى روايى سلامت قرآن از تحريف نيز حرفى براي گفتن ندارند ؛ جز آن كه سردرگمى وتناقضگويى خود را بيشتر به نمايش مىگذارند ؛ به طور نمونه ، دربارهى روايات عرض اخبار بر قرآن كه در بيشتر جوامع روايى ما از پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله وارد شده « 1 » - كه در مدلول مطابقي ، ميزان بودن مطلق قرآن وحاكميت آن را بر اخبار وآرا ؛ ودر مدلول التزامى ، سلامت قرآن را از هر نوع تغيير وتحريفى به اثبات مىرساند ( چون با وجود تحريف ، مقياس قرآن دچار ترديد شده از كار مىافتد ) - مناقشه مىكنند ومىگويند : « اين اخبار حمل بر تقيه مىشود . « 2 » » ! وچون خودشان به سخافت اين مناقشه پىمىبرند ، از خود مىپرسند : چطور ممكن است اين اخبار كه ريشهى نبوي دارند ( از پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله نيز نقل شدهاند ) در مورد تقيه صادر شده باشند ؟ پس تقيه بايد موضوعاً منتفى باشد . پس از اين ، چون براي سردرگمى خود پاسخى نمىيابند ، با كلمه « فتأمل » از آن مىگذرند « 3 » ! محدث نوري نيز كه اذعان مىكند اخبار عرض از پيامبر وأئمة عليهم السلام به صورت متواتر نقل شدهاند واگر قرآن تحريف ودگرگون شده بود عرض اخبار بر آن وجهي نداشت « 4 » ، پس از اين اعتراف چنين مناقشه مىكند : اين اخبار منافاتى با ميزان بودن قرآن ندارد ؛ چون آن بخش از اين اخبار كه از پيامبر أكرم رسيده منافاتى با تغيير قرآن بعد از ايشان ندارد وآن بخش هم كه از ائمهى أطهار است قرينه مىشود بر اين كه آن چه از قرآن ساقط شده به ميزان بودن قرآن زيانى نمىرساند وقرآن در عين اين كه تحريف شده ، مانعى