تنهايى نمىتواند متن أحاديث را اعتبار بخشد ، هر چند راوي اين حديث از صحابه ومنبع آن نيز كتابهاى صحاح ، سنن ومسانيد معتبر باشند .
در برابر اين جريان ، انديشهى حديث محورى مطرح است . در اين تفكر ، تعلق به صحابه وأصحاب صحاح ومسانيد وسنن به حدى است كه احدى به خود جرأت نمىدهد از روايات - در صورت عدم توجيه معقول - بگذرد وخود را از حيرت نجات دهد ؛ از اين رو ، يا به مفاد اين أحاديث گردن مىنهند وقول به تحريف را مىپذيرند ، يا به طور سربسته مىگويند : « بايد اين أحاديث تأويل شوند . » بدون آن كه از نوع اين تأويل پرده بردارند ؛ ويا به تئورى نسخ التلاوة روى مىآورند ، تا از يك سو ، سلامت قرآن از تحريف مخدوش نشود واز سوى ديگر راه خردهگيرى بر راويان اين أحاديث ومؤلفان كتابها بسته شود ؛ غافل از اين كه اين نظريه ومانند آن با مناقشههاى جدى روبهروست وهرگز قابل دفاع نيست .
بنابراين ، جاى دارد همهى ما در حفظ حريم مقدس قرآن ، همسو با خود آيات وحى ، كه از هر جهت سلامت اين كتاب را تضمين كرده است ، از تعلق خاطر وتعصبات ناروا به غير قرآن دست شسته ، كتاب خدا را مورد بىمهرى قرار ندهيم .
47 . ديدگاه اماميه دربارهى أحاديث تحريفنما در منابع أهل سنت چيست ؟
دانشمندان اماميه ، بدون آن كه ترديد كنند ، اين سنخ از روايات در منابع أهل سنت را باطل مىشمرند ، مگر آن كه تأويلى درست براي آنها بيابند .
ما در اين جا ، بنا به اقتضاى حجم بحث ، تنها به ذكر ديدگاه چند تن از قدماي اماميه از جمله : فضل بن شاذان ( م . 206 ق . ) ، سيد مرتضى علي بن حسين علم الهدى ( م . 436 ق . ) ، شيخ أبو علي فضل بن حسن طبرسى ( م . 538 ق . ) ، رضى الدين علي بن طاووس حلى ( م . 664 ق . ) وحسن بن يوسف بن مطهر ( علامه حلى م . 726 ه . ق . ) وچند نفر از متأخران ، مانند : شيخ محمد جواد بلاغى نجفي ( م . 1352 ق . ) ، سيد محمدحسين طباطبايى ( علامه طباطبائى ، م . 1402 ق . ) ، آية اللَّه سيد أبو القاسم خوئى ( م . 1413 ق . ) ، آية اللَّه سيد مرتضى عسكرى وأستاذ محمد هادي معرفت ، اكتفا خواهيم كرد .