مستقيم قرآن را از پيغمبر صلى الله عليه وآله مىگرفتند ، مردم را بدين صورت غلط آموزش نمىدادند . « 1 » ابن طاووس نيز در بحث با أبو على محمد بن عبد الوهاب جبايى ، از دانشمندان أهل سنت ، ديدگاه وى را چنين نقد مىكند : ما در تفسير تو ديدهايم كه مىگويى بسم اللَّه الرحمن الرحيم آيهى قرآن نيست ودر روايات آن را آيهى قرآن نمىدانى ، اين پندار به اين معناست كه در قرآن 113 آية افزوده شده كه از قرآن نيستند . . . ، ليكن اين توهم باطل است ؛ چون قرآن از زيادت ونقصان مصون است ؛ همان طور كه عقل وشرع بر آن دلالت مىكنند . « 2 » علامه حلى ( ره ) نيز اين پندار را كه گفته شده ابىّ بن كعب دو سورهى خلع وحفد را جزو قرآن مىدانسته ، به صورت مستدل ابطال كرده است . « 3 » علامه بلاغى نيز در مقدمهى تفسير پر ارج خود پس از آن كه دربارهى تاريخ قرآن بحث مىكند ، چنين مىآورد : هرگز در تاريخ چيزى مانند قرآن نمىتوان يافت كه به اين صورت متواتر وبقايش به همان صورت روشن وبديهي باشد . خود خداوند هم در سورهى حجر ( آيهى 9 ) وعده داد وفرمود : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . « 4 » آنگاه علامه بلاغى به ذكر أحاديث أهل سنت دربارهى جمعآورى قرآن مىپردازد واز تعارض وپريشانى محتواى آنها پرده برمىدارد وسپس به أحاديث تحريفنما در بارهى سورهى « لم يكن » توجه مىكند وبعد از ذكر مواردى از اضطراب و
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 136
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٣٦
هامش
( 1 ) . طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، ص 90 ، وج 2 ، ص 214 - 215 .
( 2 ) . على ابن طاووس ، سعد السعود ، ص 144 - 145 .
( 3 ) . حسن بن يوسف بن مطهر حلى ، تذكرة الفقهاء ، ج 3 ، ص 262 - 263 .
( 4 ) . محمدجواد بلاغى ، آلاء الرحمن ، ص 15 .