انحطاط وغلط در فقرات اين روايات مىگويد : اين پريشانى وانحطاط كافى است تا اين روايات بىمايه را ساقط كند . « 1 » سپس علامه در ادامهى نقد وبررسى اين أحاديث ، به افسانهى غرانيق اشاره مىكند ومىنويسد : بسيارى از كتابهاى تفسير روايى أهل سنت به اين دروغ زشت پرداختهاند . . . وچنين گمان كردهاند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله سورهى نجم را در مكة در محفل مشركان قرائت مىكرد ، تا آن كه در اثناى قرائت آيات أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى * وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى شيطان بر أو - نعوذ باللَّه - كلامي را القا كرد . . . اگر چنين باشد چه به روز امتهاى بيچاره وهاديان آنها خواهد بود ! آنان كه از إدخال كلام شيطان در وحى ويا در كلام رسول ويا تلاوت أو مصون نيستند [ ومعلوم نيست آن چه براي آنان گفته مىشود وحى است يا القاى شيطان ! ] اين چه نوع پندار سخيف وباطلى است ؟ ! آيا لا أقل آنان در اين نكته درنگ نكردند كه آيهى ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ ( كه گفتهاند پس از آن ماجرا براي تسلّى خاطر پيامبر بهخاطر اندوهى كه بر اثر القاى شيطان در وحى وابلاغ حضرت بود ، نازل شد ) در سورهى حج است وسورهى حج مدنى است وپس از هجرت حضرت نازل شده ( چون در آن اجازهى قتال آمده وامر به جهاد شده است ) وبا خرافهى غرانيق ، كه گفته شده همراه با آيات سورهى نجم در مكة نازل شده است ، ده سال فاصله دارد ؟ ! « 2 » وبالآخرة عنان سخن را به نقد داخلي دو سورهى مزعوم خلع وحفد مىسپارد ومىگويد : ما به راوي اين دو سوره نمىگوييم ، اين دو سوره با فصاحت وبلاغت
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 137
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٣٧
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان : ص 13 - 14 . ايشان در كتاب « الهدى إلى دين المصطفى » ( ص 123 - 124 ) نيز به نقد اين اسطوره پرداخته است .