نيست واخبارى كه نقل شدهاند ، جملگى خبر واحد وبىمقدارند ومُهر صحت بر آنها نخورده است . « 1 » حاصل آن كه ، تطبيق نظريهى نسخ التلاوة بر مفاد اين اخبار با مناقشههاى جدى روبهروست وهرگز نمىتوان مفاد اين اخبار را در رديف آيات وحى ونسخ آنها به حساب آورد . ناگزير ، با توجه به اختلاف ديدگاههاى خود أهل سنت در اين باره ، اين نظريه هرگز قابل دفاع نخواهد بود .
46 . حاصل بررسىهاى أهل سنت دربارهى احاديثى كه موهم به تحريف قرآناند چيست ؟
همان طور كه ملاحظه شد ، أهل سنت ديدگاه يكسانى دربارهى سندهاى دستههاى گوناگون از روايات تحريفنما ندارند . گروهى از آنان بر صحت واعتبار آنها تأكيد مىورزند وگروهى ديگر ، در نقطهى مقابل ، سندهاى آنها را ضعيف ومجعول قلمداد مىكنند . شيوهى آنان دربارهى علاج مضامين اين أحاديث نيز - به ويژه در أحاديث تحريف به نقيصه - به فراخور محتواى روايات ، متفاوت بود ؛ از جمله علاجهاى آنان ، حمل اخبار بر « شرح وتفسير آيات » ، « سنت » ، « حديث قدسي » و « دعاى مأثور » بود . اين نوع علاجها در بين أهل سنت ، در مقايسه با نظريهى نسخ التلاوة ، رونق كمترى دارد .
نكتهى اساسى درك تمايز بين دو نوع گرايش در أهل سنت در اين زمينه است كه ريشهى آن در تفكر « قرآن محورى » و « حديث محورى » است . آنان كه قرآنمحورى را أساس انديشهى خود مىدانند ، هر نوع حديثي را - هر چند در نهايت صحت وقوت - در صورت مخالفت با قرآن وعدم توجيه معقول ، ساختگى وبىاعتبار مىدانند ودر اين مسير هيچ ترديدى به خود راه نمىدهند . آنان ساحت قدسي قرآن را والاتر از آن مىدانند كه اين نوع پندارها به آن راه يابد . براي آنان اين نكته هويداست كه حجيّت أحاديث در حدوث وبقا به قرآن وابسته است ؛ چون خود قرآن سِمَت تبيين وحى را به عهدهى سنت نهاده است وأحاديث نيز حاكى از سنتاند وهرگز اعتبار وصحت سند به
هامش
( 1 ) . الأصول ، ج 2 ، ص 78 ، به نقل از : سيوطى ، الاتقان ، ج 3 ، ص 85 .