شدهاند ؛ ليكن هر كس كه اندك آشنايى با آيات قرآني داشته باشد ، اذعان مىكند كه اين موارد هرگز وحى قرآني نيستند ؛ چون نه تنها در آنها مضامين بلند ، گوارايى ، طراوت وديگر أوصاف كلام خدا يافت نمىشود ، بلكه تناقض واختلاف نيز به چشم مىخورد . اگر آنها از ناحيهى خدا بودند ، جاى اين اضطراب واختلاف نبود . خداوند سبحان مىفرمايد : . . . وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً « 1 » ؛ اگر [ قرآن ] از ناحيهى غير خدا بود ، در آن اختلاف زياد مىيافتند . محمد خطيب در اين زمينه مىنويسد : نزد هر خردمندى آشكار است ، آياتي كه در آنها ادعاى نسخ التلاوة شده است ، مانند : « إنا أنزلنا المال لاقام الصلاة وايتاء الزكاة ولو أن لابن آدم وادياً لاحبّ . . . » ، « ان اللَّه سيؤيد هذا الدين بأقوام لاخلاق لهم » و « يا أيها الذين آمنوا لا تقولوا ما لا تفعلون فتكتب شهادة في أعناقكم . . . » ( ونمونههاى زياد ديگرى كه در اين جا مجال گفتن تمام آنها نيست ) از سنخ كلام خالق نيست ودر آن گوارايى وتازگى وخرّمى سخن خدا وجود ندارد . چگونه مىتوان اين ألفاظ را به پروردگار جهان نسبت داد ، در حالي كه بشر از سخافت ألفاظ آنها مشمئز ودلزده مىشود ؟ ! « 2 » صبحي صالح نيز مىگويد : از كتاب صحيح ابن حبّان استفاده مىشود آيهاى كه ادّعا شده الفاظش منسوخ است ، از سورهى احزاب مىباشد واز سورهى نور نيست ، اين ، هم دلالت بر اضطراب آيهى مزعوم مىكند وهم سنخيتش را با قرآن ابطال مىنمايد . « 3 »
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 130
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٣٠
هامش
( 1 ) . سورهى نساء ( 4 ) ، آيهى 64 .
( 2 ) . محمد خطيب ، الفرقان ، ص 157 - 158 .
( 3 ) . صبحي صالح ، مباحث في علوم القرآن ، ص 266 .