ج ) حمل بر حديث قدسي
جمعى ديگر از أهل سنت اين أحاديث را در زمرهى وحى غير قرآني ( حديث قدسي ) قرار مىدهند ؛ مانند ابن قتيبة كه مىگويد : اين أحاديث وحى خدا بر پيامبر صلى الله عليه وآله است ، همان طور كه أموري ديگر از دين برايشان وحى مىشده كه از سنخ وحى قرآن نيست . . . ؛ مانند اين كه حضرت مىفرمايد : خداوند چنين مىگويد : « اني خلقت عبادي جميعاً حنيفاً . . . ؛ من جملگى بندگانم را بر دين استوار [ توحيد ] آفريدم » . « 1 » احمد العاصمي « 2 » دربارهى حديث أبى واقد ليثى نيز همين نظر را دارد ونيز ابن حزم اندلسى كه مىگويد : گروهى أحاديث رجم ورضاع را وحى غير قرآني مىدانند ، ما هم ابايى از اين معنا نداريم ونمىتوانيم به طور قطع بگوييم آنها مانند وحى قرآن بودهاند كه در نمازها خوانده مىشدند ، بلكه مىگوييم آنها فقط وحىاند . . . .
د ) حمل بر دعا
اين پاسخ در خصوص سورههاى موهوم « حفد » و « خلع » از سوى برخى از أهل سنت مطرح شده است . آنان مىگويند :
اين سورهها دعاى قنوتاند وأبى بن كعب آنها را در مصحفش نگاشته بود ، تا از بَر كند وبه فراموشى نسپارد ؛ چون شنيده بود پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله آنها را در قنوت نماز وتر مىخواندند . « 3 »
ه ) حمل بر جعل ووضع حديث يا خطاى در فهم
آلوسى در خصوص حديث عايشه دربارهى سورهى احزاب ونيز تمام أحاديث از
هامش
( 1 ) . ابن قتيبة ، تأويل مختلف الحديث ، ص 292 .
( 2 ) . مقدمتان في علوم القرآن ، به نقل از : آرتور جفرى ، ص 85 - 86 ، ور . ك : احمد العاصمي ، المباني لنظمالمعانى ، المخطوط ، الورقة 62 .
( 3 ) . مقدمتان في علوم القرآن ، به نقل از : آرتور جفرى ، ص 75 .