آيهى « الانثى بالانثى » آن را توضيح داده است . بنابراين براساس نكتهى مهم مذكور ، هر دو حكم تورات و قرآن مانند يكديگر و عادلانه خواهد بود .
ثالثاً : اختصاص « الانثى بالانثى » « 1 » نشانگر آن است انثاى اوّل قاتل و دومى مقتول است ، بنابر اين نصّ آيهى مذكور پس از قتل هر زنى تنها زنى قاتل قصاص مىگردد نه مرد ، چنانكه در « الحُرّ بالحُرّ » و « العبد بالعبد » فقط مرد « آزاد به آزاد » و « بنده به بنده » قصاص مىشود ، و بالجمله مفهوم آيات فوقالذّكر ، تفاوت قصاص بين زن و مرد و همچنين بين حرّ و عبد را اثبات مىكند كه اگر تفاوتى در قصاص بين « زن و مرد » و « حرّ و عبد » وجود نداشت ، اختصاصات فوق غلط بود ، بنابراين اگر فرض كنيم « النّفس بالنّفس » برابرى خونبهاى مرد و زن را در بر داشته باشد ، خود اختصاص « الانثى بالانثى » ناسخ « النّفس بالنّفس » است ، ولى همانطور كه در قسمت قبل اشاره كرديم اختصاص « الانثى بالانثى » مبيّن « النّفس بالنّفس » است .
جواب بهپاسخ شمارهى 5 : ما مىگوييم احكام خداى حكيم با يكديگر تضاد نداشته و قابل تغيير برحسب زمان و مكان نيست ، ولى متأسفانه اجتهادات با هم تضاد دارند و اجتهادى هم كه مبنايى جز كتاب و سنّت داشته باشد تشريع است ، و اگر مختصراً مبناى قرآن و سنّت رعايت گردد اكثريت قريب به اتفاق اجتهادات موافق يكديگر خواهد بود ، زيرا تنها
هامش
( 1 ) - همانند « الحر بالحر » كه در بخش اول كتاب دربارهى آن بحث نموديم