« الاثنى بالاثنى » را با نظر خود تطبيق دهند ، نه نظر خود را با آن . البته حضرت امام اميرالمؤمنين عليه السلام دربارهى اين معضل پيشگويى كرده و در قسمتى از خطبهى 138 نهجالبلاغه فرمودهاند : « . . . و يعطفالرّاى علىالقرآن اذا عطفوا القرآن علىالرّأى » يعنى : « حضرت قائم ( عج ) - پس از ظهور - رأى مردم را بر قرآن تطبيق مىدهد ، هنگامى كه مردم قرآن كريم را بر رأى خود معطوف كردهاند . »
و اين خود تفسير به رأى است كه كسى قبل از نگرش مستقيم و خالى از تعصّب بهآيات قرآن ، مفادّ مطالب علمى را پذيرفته باشد ، و سپس بهقرآن مراجعه كند ، با اين كه نظرات علمى بشرى مطلق نيستند ، ولى وحى الهى مطلق است ، و تمامى آيات قرآن برمبناى علم مطلق خدا نازل شده است ، پس در بعضى از موارد كه علوم بشرى مطابق با قرآن نيست ، نقص از بشر است نه از علم مطلق الهى ، و حال كه خداى سبحان خونبهاى مرد را دو برابر زن مقرّر فرموده است ، آيا علم محدود بشر مىتواند به علم نامحدود الهى در اين زمينه اعتراض كند ، در حالى كه خدا حكيم و عادل است .
در بخش ديگرى از پاسخ شمارهى 2 چنين آمده است : « من تاكنون براى نفس ، دو معناى متفاوت نديدهام » جواب ايناست : ما هم با اين نظر موافق بودهايم ولى از شما سؤال مىكنيم اگر لفظى شامل چند چيز باشد ، آيا معنى آن برابرى چند چيز با يكديگر است ؟ مثلًا كلمهى « شىُّ » شامل خالق و مخلوق است ؟ آيا در اين صورت خالق و مخلوق با هم برابرند ؟ !
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٦٦