قصاص ؟ ) مغالطهاى بيش نيست ، زيرا معناى تساوى در قصاص ، همان عدالتى است كه در قرآن بيان شده ، پس بهجاى تساوى در قصاص « عدالت در قصاص » درست است و آيات قرآنى هم با شأن نزولها قابل تقييد يا توسعه نيست ، زيرا قرآن در دلالتش مستقل است و نظر مرحوم علامه طباطبايى و مرحوم آقاى طالقانى نيز - اگر چنان باشد كه نويسندهى مقاله فهميده است - هرگز نصّ و يا ظاهر قرآن را مقيّد بهموردى نمىكند كه قيدش در خود آيه وجود ندارد ، و از جمله مواردى كه بدون توجه دقيق و عميق بهآيات قرآن از جهت نكات لفظى و معنوى و اطلاق ، تقييد ، نسخ و . . .
سؤالى توسط نويسندهى مقاله مطرح شده و قبل از دريافت پاسخ ، پايان سؤال را با آيهى 44 سورهى مائده ختم نمودهاند ، سوال ذيل مىباشد : ( اكنون سؤال اين است كه طبق آيات 4 آلعمران و 36 عنكبوت ، پيروان موسى عليه السلام و عيسى عليه السلام و محمد صلى الله عليه و آله از ديدگاه قرآن كريم همگى مسلمان محسوب مىشوند حال چگونه است در ميان گروهى از اين مسلمانان ، وقتى يكمرد زنى را مىكشد ، او را بدون قيد و شرط قصاص مىكنند ، ولى گروه ديگر ابتدا نصف ديه را از خانوادهى مقتولهى بىگناه طلب مىكنند ؟ آيا مىشود از خداى واحد بدون هيچدليل منطقى ، دو حكم غيرواحد صادر شود ؟ در اينصورت چگونه مىتوان از آيهى شريفهى « و من لم يحكم بما انزلاللَّه فاولئك همالكافرون » ( سورهى مائده ، آيهى 44 ) « و كسانى كه بهآنچه خدا نازل كرده ، حكم نكنند ، پس همانها كافر هستند » عمل كرد ؟ )
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٤٦