تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مذكور قبل از طرح سؤالشان ، از موضوع بحث خارج است . در اين‌جا نيز اگر گفته شود كه : « النّفس بالنّفس » اطلاق دارد و غير از دو بُعد برابرى مرد با مرد يا زن با زن ، شامل برابرى زن با مرد نيز مىباشد ، پاسخ اين‌است كه آيه‌ى « الانثى بالانثى » كه در قرآن كريم به‌عنوان حكم قرآنى ذكر شده ، ناسخ آن‌است ولى چون آيه‌ى « النّفس بالنّفس » با مبيّن بودن « الانثى بالانثى » درست است ، و شايد در شريعت تورات هم اين حكم بوده و منسوخ هم نيست زيرا نسخ‌شدنش نيز دليل قطعى مىخواهد ؛ حال در دو وجه مذكور ، چه اين‌كه « الانثى بالانثى » مبيِّن باشد - كه هست - يا ناسخ باشد ، هر دو آيه‌ى بقره و مائده عادلانه است و اگر هم برفرض ، « النّفس بالنّفس » كليّت داشته باشد ، « الانثى بالانثى » ناسخ آن و عادلانه‌تر است ولى همان‌طور كه توضيح داده شد : « الانثى بالانثى » نه ناسخ است و نه منسوخ . وانگهى دو برابر بودن خون‌بهاى مرد خلاف عدالت نيست تا ناسخيت « الانثى بالانثى » - برفرض مبيِّن نبودنش - خلاف عدالت باشد ، زيرا همان‌طور كه در جوابيه به‌مقاله‌ى « حقوق زنان پس از انقلاب » توضيح داديم ، اولًا : در تمام زمان‌ها به‌طور متوسط تعداد زنان بيشتر از مردان بوده و مىباشد ؛ ثانياً : توليد مثل مردان در تمامى جوامع بيش از زنان است ، و ثالثاً : تعهّد و امكان اداره‌ى زندگى براى مردان نيز بيش از زنان مىباشد ، و در اين‌جا بُعد ارزش ذاتى يا معنوى در باب قصاص مطرح نيست ، چنان‌كه در خون‌بهاى اعضا نيز براى هريك كلًاّ به‌حساب