نمىتوان نيمهى جان را مورد معامله قرار داد . و بالاخره بهجهت تكميل اين بحث - اضافه بر جوابهايى كه بهنويسندهى مقاله داده شده - بهاعتراض برخى ديگر از زنان كه مىگويند : دو برابر بودن ديهى مرد نسبت بهزن ، موجبات تجرّى مردان در قتل زنان را فراهم مىآورد ! پاسخ مىدهيم اولًا : اين حكم برمبناى قرآن و سنّت « ما انزلاللَّه » است و شارع حكيم بهتمامى جوانب احكام آگاهى كامل دارد ؛ ثانياً : « قل اتُعلِّموناللَّه بدينكم » ( سورهى حجرات ، آيهى 16 ) « بگو آيا شما دينتان را بهخدا ياد مىدهيد . »
بنابراين در مواردى كه حكمت احكام را نمىدانيم ، نمىتوانيم با تفسير بهرأى برآن ايراد وارد كنيم ، زيرا پيامد آن بىاهميتى و عملنكردن بهاحكام شرع را دربردارد ؛ مثلًا آيا مىتوانيم در مورد زنا بگوييم چون ديدن يك شاهد تا سه شاهد ، موجب اجراى حدّ زنا نمىشود و بسيار كم اتّفاق مىافتد - مخصوصاً در جوامع اسلامى - كه چهار شاهد عادل با هم منظرهى زنا را ببينند پس اين حكم موجب ازدياد فحشا در جامعه مىگردد ! در حالىكه مىدانيم خدا بهحكمت آن آگاهتر است و براى حيثيّت و آبروى انسانها ارزش زيادى قائل است ؛ ثالثاً : اين اعتراض در صورتى صحيح است كه برفرض آدمكشى حرام نباشد و يا اينكه حرمت قتل زن كمتر از حرمت قتل مرد باشد ، در حالىكه هر دو قتل از نظر گناه و كيفر اخروى با هم برابرند .
اكنون از مجموع بحث گذشته اين مطلب روشن مىگردد كه سؤال مذكور در مقاله : ( حكم تساوى در قصاص بهتر است يا عدم تساوى در
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٤٥