بود ؟ مثل اينكه گفته شود بين علم خدا ( شرع ) و علم مخلوق ( برگرفته از عقل ) تساوى است ؟ ! و همچنين قاعدهى مذكور ، خلاف نصوص تمامى آياتى است كه شرع را در انحصار وحى مىداند نه عقل . چنانكه اعقل عُقلاى عالم يعنى حضرت محمد رسولاللَّه صلى الله عليه و آله هيچگاه براساس عقل نورانى خود حكمى را معيّن نفرموده ، بلكه هرگز سخنى جز وحى بر زبان نياوردهاند . « و ما ينطق عنالهوى ان هو الّا وحى يوحى » ( سورهى نجم ، آيات 3 و 4 ) . دراينجا از نگارندهى مقالهى مذكور مىپرسيم كه : آيا عقل مىتواند حكم كند كه مثلًا نماز صبح دو ركعت باشد يا سه ركعت ؟ ! البته پرواضح است كه عقل بايد تابع شرع باشد ؛ ثانياً درست است كه عرض احاديث بر كتاباللَّه محك اصلى شناخت احكام شريعت اسلام مىباشد - چنانكه در رسالهى فقه گويا [ و كتابهاى ديگر ] مفصّلًا پيرامون آن بحث نمودهايم - و لكن بايد فهم كتاب براساس دلالت خود كتاب باشد برمعناى آيات ، با توجه بهمعناى لغت و ادبيات صحيح عرب ؛ و اين خود تفسير بهرأى است كه آرا و افكار و سليقههاى شخصى با تأثير عوامل درونى يا برونى - و يا پيشفرضها - بر دلالت كتاب مبين تحميل گردد .
و اما نگارندهى مقاله از مجموع سه آيهى قرآن پيرامون خلقت انسانى چنين نتيجه گرفته كه خدا زن را از جنس مرد آفريده و نفس زن و نفس مرد مساويند ، در حالى كه بهبرداشت ايشان اشكالات صريح ادبى و معنوى وارد است زيرا در هر سه آيه جملهى « خلقكم من نفسٍ واحدة » تكرار گرديده ، و در اينجا « كم » كه مجموعهى بشريت از زن و
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٤٠