تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسش و پاسخهاى احكام قضايى بر مبناى قرآنى (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
اولًا : كشتن مجرم با رجم نسبت به محصن يا محصنه بر خلاف نصوصى قرآنى است زيرا كشتن در انحصار قاتلى است كه مرتكب قتل عمد شده باشد و يا كسى كه با خدا و پيامبر جنگ داشته و يا كسى كه سعى در افسادى كرده و يا بالاخره با شرايط سه‌گانه مذكور در آيه ارتداد ، مرتد شده باشد و در غير صور مذكوره هرگز اعدام جانى ندارد ، وانگهى خود « رجم » در لغت به معناى « ريگ افكندن » است و نه سنگسار كردن « سنگباران » ! ! و همين قدر كه افكندن ريگ بر زانى محصن يا محصنه صدق كرد ، ديگر اضافه بر آن جايز نيست ، تا چه رسد به كشتن او به وسيله سنگسار كردن و در روايات ما نيز وارد است كه بايستى ريگ‌ها به مواضع خطرناك و كشنده نخورد ، ريگ هم متوسط بوده و ميانگينى از درشت و ريز باشد و اگر مجرم به هنگام ريگ افكندن فرار كرد نبايد برگردانده شود ، براين مبنا ، رجم به معناى اعدام به وسيله سنگبار كردن « سنگباران » نيست . ب - در عين اينكه ريگ افكندن موضوعيت دارد و هيچگاه به چيز ديگرى تبديل نمىشود ولى تحقق يافتن آن ( رجم ) در بلاد اسلامى از جمله محالات است ، زيرا برحسب نص قرآن ، حد زنا به هنگامى ثابت مىشود كه چهار مرد عادل به صورت عادى آن را مشاهده كنند چنان كه در سوره نساء : « فاستشهدوا عليهن اربعه منكم » آمده است و در سوره نور « لولا جائوا عليه باربعه شهداء فاذا لم يأتوا بالشهداء فأولئك عنداللَّه هم الكاذبون »