بنابراين حد زنا غيرمحصن تنها برمبناى تحقق زنا نيست ، بلكه آنگونه زنا كردنىست كه - معاذاللَّه - در ملاءعام اتفاق افتاده باشد به گونهاى كه در ميان بينندگان چهار مرد عادل در زمان واحد ، آن را مشاهده كنند و اين ديدن به عنوان تلقى شهادت ، بر آناان واجب است تا اين گونه افتضاحى ، هرگز در جمع مسلمانان تحقق نيابد ، چنان كه آيه نساء به صورت « واللاتى يأتين الفاحشه من نسائكم » نازل شده است نه « اتين » آنرا به وضوح ببينند ، اين گونه نيست كه چهار نفر شاهد عادل موظف باشند به اين طرف و آن طرف جستجو كنند و يا بدون اجازه به خانههاى مردم وارد شوند تا براينگونه جرايم اطلاع حاصل كرده و شهادت دهند بلكه اگر بطور معمولى در جايى ببينند مأمورند شهادت دهند و طبعاً اين جريان در بعضى محافل عمومى آن هم در كشورهاى غيراسلامى اتفاق مىافتد كه البته وقوع آن در بلاد اسلامى بسيار بعيد است و اسلام از پيش خواسته كه در بلاد اسلامى همانند بلاد كفر ، آنگونه وقيحانه در ملاءعام بىعفتى رخ ندهد و روى اين جهت هم ، نگريستن به عمل زنا ، كه در حالت عادى حرام است در اين گونه وضعيت بىعفتى ، به منظور حفظ عفت عمومى ، اين حرام واجب مىشود و مخالف عدالت هم نيست بلكه موافق آن است كه در دوران امر بين اهم و مهم ، بايد اهم را مراعات كرد . روى اين اصل كل شلاق زدنها و سنگسار كردنها كه - بدون مبناى قرآنى و سنت قطعيه - احياناً در بلد اسلامى به نام اسلام انجام گرفته و يا انجام مىگيرد ، خود عملى است ضد اسلام و از طرفى ،
پرسش و پاسخهاى احكام قضايى بر مبناى قرآنى (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٥٨