آنها را بر اساس مقبولات پيشينهى خود و بر خلاف مصطلح و لغت قرآنى ، ترجمه و تفسير مىكنند . مانند : « وَ قُلِ الرُّوحُ مِنْ امْرِ رَبّى » ( اسراء / 85 ) . « الا لَهُ الْخَلقُ والْامْرُ » ( اعراف / 54 ) . در اين آيات مىگويند : ما دو عالَم داريم : عالَم خلق و عالَم امر . عالم خلق ، ايجاد ماديات و عالم امر ، ايجاد مجردات است ، لذا روح ، مجرد از ماده است و از عالَم امر است . در پاسخ بايد گفت : اين ذهنيّت ، هم بر خلاف لغت و مصطلح قرآنى است و هم بر خلاف مفهوم تجرد ، چون در هيچ جاى قرآن « أمر » به معناى ايجاد مجرد به كار نرفته است ، بلكه امر گاهى به معنى ( فرمان ) و در مقابل نهى است - چنانكه در آيات امر به معروف و نهى از منكر آمده است - و يا به معنى كار است و يا به معناى شىء و چيز ، به كار رفته است . از باب مثال در آيهى : « وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَينَهُم » ( شورى / 38 ) « أمر » به معناى كارهاى دشوار و حساسى است و در آيهى « الا لَهُ الخلقُ والامر » امر در مقابل خلق ، به معنى تدبير امور خلق است ، يعنى علاوه بر خلقت عالَم وجود كه با خداست ، در مرحلهى بعد نيز كه دنبالهى خلقت مىباشد ، تدبير عالم وجود هم با خداست . اين آيه در مقابله با كسانى است كه خيال مىكنند خدا تنها خالق است و مدبّر غير او است ، يا مدبر خداست و خالق غير خداست . البته اين مفهوم را آيات ديگرى نيز تأييد و تحكيم مىكند ، مانند آيه شريفه : « وَ خَلَقَ كُلَّ شَىْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْديراً » ( فرقان / 2 ) خدا هر چيزى را آفريد و قدر و اندازه او را هم تقدير و معين نمود ، همچنين آيهى شريفه « اللَّهُ الَّذى خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْارْضَ فى سِتَةِ ايَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبّرُ الْأمْرَ » ( يونس / 3 ) كه تدبير خلقت عالم را بيان مىفرمايد ، و آيا كل شىء در آيهى قبلى شامل روح هم مىشود يا خير ؟ اگر روح لاشىء است ، جايگاه آن هم بايد لا شىء باشد ؛ چون مجرد ، غنى بالذّات است و در ظرف جسم نمىگنجد . اگر هم گفته شود روح درون جسم است و مانند ظرفى كه درون آن پر از هواست و ديدنى نيست . مىگوييم : اولًا هوا خود مادهى گازى شكل است كه ديدنى نيست . ثانياً ، تنها مطلبى كه دربارهى مادّيّت روح مىتوان گفت اين است كه ماهيت مادّى روح نامعلوم است ، مانند ماهيّت جن و ملائكه كه از جنس مادهاند ولى ملموس نيستند ، لكن نوعى مادهاند كه ماهيت وجودى آنها را نمىشناسيم ، مثل نيروى
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٩٩