تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
رُوحى » ( حجر / 29 ) و از روح خودم در او ( انسان ) دميدم . مسلماً : « 1 » اين آيه از متشابهات است و لكن همين آيه متشابه را آيه محكم : ( لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ ) معنا مىكند : كه مىفرمايد هيچ چيزى مانند او ( خدا ) نيست . پس روح انسانى نيز از جنس ذات خدا نيست . اين آيه و آياتى ديگر ، ارزش و مقام روح انسانى را در ميان ساير ارواح عنوان مىكند كه بهترين نوع ارواح را در كالبد انسان دميدم . « 2 » راه بهتر اين است كه از خود آيه ، معناى روح را بفهميم كه روح چيست ؟ : اينجا اضافه‌ى روح به ياى متكلم : ( روحى ) به اصطلاح اضافه‌ى تشريفى است ، مانند اين كه وقتى كسى را خيلى دوست داريد و به شما نزديك است ، به او مىگوييد : فرزندم ، . . . « 3 » دليل ديگرى كه نشان مىدهد اين آيه دلالت بر تجرد روح ندارد ، اين است كه : مضاف ، گاهى از جنس مضاف‌اليه است ؛ و گاهى هم از جنس مضاف‌ٌاليه نيست اما اكثراً مضاف از جنس مضاف‌اليه نيست ، هم‌چون ( روح ) كه به ( ى ) اضافه شده است ، اما يقيناً تولد يافته و جدا شده از ذات خداى تعالى نيست ، مانند اين كه بگوييد بيتى : « خانه‌ى من » . روشن است كه خانه از جنس « مَن » نيست ، بلكه متعلق به « مَن » است . « 4 »
هامش
( 1 ) - يك نكته براى اين حقير تعجب‌آور بوده و هست - اين كه از بعد از غيبت كبراى حضرت ولى امر عج‌اللَّه تعالى فرجه الشريف به اين طرف حدود 13 - 14 - قرن و خصوصاً در قرون اخير و بالاخص از زمان صاحب معالم به اين طرف در زبان آقايان افتاده كه قرآن ظنى الدلاله است ، در قرآن كريم آيات متشابهات زياد است ، بنابراين در بسيارى از موارد خصوصاً در متشابهات احتياط كامل مىكردند و مىگذشتند سخن ما با اين آقايان اين است كه ، اين آيه شريفه صددرصد از متشابهات قرآنى است ، شما كه در تفسير متشابهات احتياط به خرج مىداديد و جرأت تفسيرش را نداشتيد ، چه شده كه وقتى به بالاترين و مشكل‌ترين متشابهات كه همين آيه شريفه مىباشد . رسيديد اين‌طور باضرس قاطع آيه را تفسير فرموديد و معناى تجرّد روح را از آن فهميديد . عجباً ؟ ؟ ؟ ما نيز عرض مىكنيم بله اين آيه شريفه از متشابهات است و تشابه اين آيه از آيات ديگر نيز بيشتر است ، اما اگر كسى در كلام قرآن درست درس بخواند و با ذهنى آشفته و پر از اقاويل به سراغ آيه نرود معناى آن را به خوبى مىفهمد و درك مىكند . ( خادم‌القرآن ) ( 2 ) - معناى آيه شريفه اين نيست كه خداى تعالى العياذبااللَّه از روح خودش در انسان دميده باشد معناى آن را حضرت استاد در متن كتاب فرموده‌اند اجمالًا اين كه خداى تعالى جسم و روح ندارد ، حقيقتى مجرد از ماده و وجودى مطلق است و به قول مولا اميرالمؤمنين عليه السلام : كلّما مَيّز تُمُوهُ بادَقِّ معاينه با وهامكم فهو مخلُوقٌ لكم مردودٌ اليكم . ( خادم‌القرآن ) ( 3 ) - توضيح اين‌كه چه بسيار شما در محاورات روزمره خطاب به افرادى مىگوييد پدرم - مادرم‌برادرم و امثال اين اسامى اين رقم اضافه‌ها ، شدت علاقه شما را نسبت به طرف مقابل مىرساند نه اين كه فلانى واقعاً پدر شما يا فرزند شما باشد در آيه شريفه هم اضافه از اين قبيل است يعنى روحى كه عنداللَّه اشرف الارواح واحَبّ الارواح است . ( خادم‌القرآن ) ( 4 ) - و هم‌چنين بسيارى از اضافه‌هاى ديگر مانند لباس من ، مال من ، كار من و امثال اين‌ها - هيچ‌كدام از اين اضافات از جنس « مَن » نيستند ، بلكه متعلق به « مَن » هستند : آيه شريفه هم اضافه‌اش از اين قبيل است . ( خادم‌القرآن )