آيات » 2 - « بعد اشارات و لطائف آيات » 3 - « بعد حقايق و تأويلات آيات » بعد عمومى كه تمامى مكلفان را در بر دارد ، در اختصاص ظواهر و نصوص آن است . بُعد خصوصى كه اضافه بر بُعد اول ، مشتمل بر اشارات و لطايف قرآنى نيز هست كه در اين بعد فقط خواصّ از آن بهره مىبرند . اما بُعد معرفتى ويژه ، كه علاوه بر آن دو بعد ، شامل بعد معرفت تأويلى حقايقِ پنهان قرآنى نيز هست ، مانند حروف رمزى قرآن و حقايقى كه در پشت پردهى الفاظش نهفته كه همه اينها و اين بعد از معرفت در اختصاص پاكترين پاكان و مصطفين الاخيار يعنى ويژه « المُطَهّرُون » « 1 » در آيه تطهير است و اينان تنها چهارده معصومند كه درود و صلوات خاص الهى بر آنان باد .
در روشهاى تفسيرى ديگر ، چه تفسير با رأى و اجتهاد عمومى و چه اجتهاد فقهى و حتى در روش تفسير قرآن به قرآن نيز مفروضات صحيح و سقيم وجود دارند . اما راه درست ، تنها مأخوذات درونى قرآنى و سنّت قطعيّه و پيشفرضهاى عقلى و علمى مطلق است . نادرستها ، كل معلوماتى است كه پشتوانهى درونى قرآنى ندارند و از علوم و عقول غير مطلق بشرى منشعب گشتهاند ؛ اعم از اجماعات ، اطباقات ، شهرتها ، ضرورتها و فرضيهها و نظريههاى غير مطلق علمى . گرچه درصدى از علوم بشرى با وحى الهى احياناً مطابقت دارند ، اما اينها كلًا مطلق نبوده و نيستند . مطلق ، كتاب اللَّه و در حاشيهاش سنّت قطعيّهى رسولاللَّه صلى الله عليه و آله و معارف مطلق الهى است كه بايد منبع و مرجع همهى علوم و معارف ربّانى قرار گيرند ؛ مسلّماً معلوماتى كه از طريق اجماعات شهرتها ، اقوال و مبانى بشرى به دست مىآيند ، هرگز مطلق نبوده و نيستند زيرا احتمال خطا و اشتباه در آنها بسيار زياد است كماتَرَونَ و نرى . مثلًا فلاسفه با ذكر مقدماتى به خيال خود اثبات مىكنند كه روح انسانى ، مجرد : ( غير مادى ) است و براى اين ذهنيّت خودشان ، دلايلى نيز درست كردهاند ، كه ساخته و پرداختهء ذهن خودشان
هامش
( 1 ) - آن پاكانى كه خود آنان را پاك كرد و پاكى و طهارتشان را تائيد و بر همگان اعلان نمود و در عظمت و شأن و رتبه و مقام و طهارت و الاشان آيه شريفه « انما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً » را نازل فرمود كه مصاديق اين آيهى كريمه در زمان نزول فقط پنج نور مقدس و سپس بقيّه معصومان محمدى صلواتاللَّه عليهم اجمين مىباشند . ( خادمالقرآن )