تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
نشده باشد ، وظيفه حضرتش ابلاغ ، تبيين و اجراى آن‌هاست ، نه آن كه « معاذ اللَّه » از خود چيزى به شريعت اضافه يا كم كند ، زيرا مسأله‌اى كه در قرآن بيان شده است ، نيازمند تبيين ديگرى نيست ؛ چون قطعىالدلاله و قابل فهم همگان است و آن‌چه در قرآن نيست و در مورد احكامى جزيى در عبادات و بعضى از فروعات فقهى است ، كه محتاج به ابلاغ و تبيين پيامبر مىباشد . همچنين در مورد آن‌چه با قصورها و تقصيرها از كسانى سر مىزند ، پيامبر و ساير معصومين محمدى عليهم السلام برمبناى دلالت‌هاى قرآنى آنان را به مدلول صحيح و صراط مستقيم رهبرى مىكنند . بنابراين كسانى كه مىگويند قرآن را تنها با حديث پيامبر مىتوان تفسير كرد ، و عده‌اى با استناد به آيه‌ى « لا يَمَسُّهُ الَّا المُطَّهَرُون » : قرآن را مَسّ نمىكند - نمىتواند و نبايد مَسّ كند - مگر پاكيزه‌شدگان . ( واقعه / 79 ) ، مىگويند به دليل اين آيه شريفه قرآن را نمىتوان فهميد ، چون هيچ‌كس نمىتواند خود را از پيش‌فرض‌ها و دانسته‌هاى قبلى خود تهى كند ! ! « 1 » متأسفانه اين آقايان در مورد فهم آيد واقعاً اشتباه كرده‌اند و در برداشت خود از آن همانند صدها آيه ديگر به بىراهه رفته‌اند . توجه بفرمايند ! آيه شريفه ، فهم قرآن را ميسّر و مشروط دانسته است و ما با تدبّر در معناى ظاهرىاش ، به دو نكته‌ى بسيار مهم پى مىبريم ، نكته اول اين كه آيه شريفه مىفرمايد : نمىتواند و
هامش
( 1 ) - اين كه گفته‌اند انسان نمىتواند خود را از پيش‌فرض‌ها تهى و خالى كند ، بنابراين حق ندارد يا نمىتواند قرآن را مس كند و بهره ببرد ، سخن گزافى است زيرا اين آقايان با يك صغرى و كبراى غلط ، خودشان را از انوار الهى و منافع عظيمه قرآن كريم دور كرده‌اند و از اين طريق خود و هم‌نوعان خود را از حقوق مسلّمى محروم كرده‌اند - مثلًا گفته‌اند - قرآن فرموده : « لايمسه الا المطهرون » نبايد و يا نمىتواند مس كند قرآن را مگر پاكيزگان ( اين صغراى آن‌هاست ) بعد با يك كبراى غلط كه : ما از غير پاكيزگانيم زيرا نمىتوانيم پيش‌فرض‌ها و پيش فهم‌هاى خود را كنار بگذاريم - نتيجه اين كه : ما نبايد يا نمىتوانيم از قرآن بهره بگيريم و قرآن را مس نماييم . جواب اين سخنان را در لابلاى گفتار قبل عرض كرده‌ايم و بعداً نيز عرض خواهيم كرد - ولى اجمالًا چنان‌چه مشاهده مىفرمايند برگشت حرفشان به اين است كه قرآن مىماند براى خدا و رسول خداوائمه معصومين عليهم السلام آن‌ها پاكانند و قرآن را مس كرده و مىكنند ما غير از آن‌هاييم پس هرگز نمىتوانيم . . . يعنى قرآن كتاب هدايت براى همگان نيست - هدىًللناس نيست ، بيانٌ للناس نيست ، نمىدانم اين آقايان كه چنين تفكراتى دارند با آيات كريمه « يا ايها الناس » كه خطاب به عموم مردم است و « ياايها الانسان » كه خطاب به جميع انسان‌هاست و « يا ايهاالذين آمنوا » كه خطاب به همه مؤمنين است و سائر آياتى كه توده مردم و تمامى مكلفان را مخاطب قرار داده چه مىكنند و چه‌گونه معنا مىكنند . آيا خداى متعال تكليف ما لا يطاق فرموده يا امر به محال كرده است ؟ يا اين‌كه ما محال است دست از اين بافته‌ها و يافته‌هاى اجنبى از قرآن برداريم و راست و حسينى به وادى نور وارد شويم و هدايت يابيم ؟ . ( خادم‌القرآن )