تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
قرآن است چون اگر قرآنى نبود سنتى هم وجود نداشت اما عكسِ آن ، مورد تأييد قرآن نيست . « 1 » برحسب آياتى مثل : « اوَلَمْ يَكْفِهِمْ انَّا انْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ » ( عنكبوت / 51 ) آيا براى آن‌ها كافى نبود كه ما كتاب - قرآن - را فرو فرستاديم تا بر آن‌ها خوانده شود ، كه هم نشانه ربّانى بودن كل كتاب است و هم بيان‌گر و مفسر خود . قرآن در بُعد بيان و تفسير حقايق درونىاش خودكفا است و نيازى به عوامل برونى ندارد ، زيرا خداى سبحان در هيچ جهتى به هيچ عاملى نياز ندارد : « اللَّهُ الصَّمَدُ » خداى تعالى بىنياز مطلق است . البته در اين نكته بايد دقت شود كه « ما به سنّت قطعيّه نياز داريم ، لكن قرآن به سنّت احتياجى ندارد » . اگرچه بحث‌هاى مفصل درباره‌ى نقش پيامبر در شريعت توسط عده‌اى بيان شده است كه مثلًا قرآن بدون احاديث پيامبر قابل فهم نيست يا محور اسلام پيامبر است و . . . ! اما قبل از طرح اين مسايل اول بايد جايگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و وظايف ايشان را بشناسيم تابعد از آن بتوانيم مرز ميان قرآن و سنّت را دريابيم ، و چنان‌چه اين مطلب فهميده نشود هرگز مرزبين كتاب و سنت هم شناخته و فهميده نخواهد شد . توضيح مطلب اين كه : اولين وظيفه‌ى پيامبر صلى الله عليه و آله ، ابلاغ وحى رسالتى و احكامى است و اين وظيفه ، محور تمامى وظايف ايشان است ، كه « و ما على الرسول الا البلاغ المبين » . دومين وظيفه‌ى پيامبر صلى الله عليه و آله در راستاى ابلاغ وحى قرآنى ، ابلاغ وحى غير قرآنى است ؛ يعنى ابلاغ بعضى از احكامى ظاهرى كه نص يا ظاهرى در قرآن ندارد ، مانند : تعداد ركعات نمازهاى يوميه و غير يوميه و شرايطى در بجا آوردن نماز كه احياناً در قرآن نيامده است ، و از اين قبيل ، بدين نحو كه اين سنّت‌ها از حروف مقطعه و رمزى قرآنى با وحى جانبى تنها براى پيامبر مفهوم است يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله با وحى جانبى آگاه
هامش
( 1 ) به اين معنا كه اگر قرآنى نبود سنتى هم وجود نداشت . ( خادم‌القرآن )