دوم بُعد رسالتى يا عمومى كه كل قرآن - به جز حروف مقطعه و تأويلات متون آيات - مورد فهم همگان است ، چون كه رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله دريافت وحى از حق متعال و ابلاغ آن به كل مكلفين الى يوم الدين است ، « وَ ما عَلَى الرَّسُولِ الَّا البَلاغُ المُبينُ » ( نور / 54 ) وحيى كه براى كل مردم است اختصاص به شخص پيامبر صلى الله عليه و آله ندارد ، بلكه ابلاغ آن به همگان وظيفه رسول است و بس ، و « أحسن تفسيراً » و : « البلاغ المبين » تنها از ناحيه خداست ؛ زيرا تفسيرهاى ديگر يا سَيِّىء است يا اسْوَء يا حسن ، لكن تفسير أحسن تنها از جانب خداى تعالى و انشاء كنندهى آن نيز خود قرآن كريم است . كسانى كه براى تفسير كلمات قرآنى از خود قرآن كمك مىگيرند ، راه صحيحى را پيمودهاند ، در حقيقت آنها مستفسر قرآنند ، نه مفسر قرآن كريم . « 1 » ناگفته نماند كه « جئناك بالحق » داراى دو بعد است يكى وحى كتاب و ديگرى وحى سنّت قطعيّه ، « 2 » در نتيجه احسن التفسير ، ويژهى كتاب و سنّت قطعيّه خواهد بود . وحى سنّت قطعيّه نيز وحيى در حاشيهى كتاب است ، منتهى وحى نخستين و مهمتر ، وحى دال كتاب است ، كه اصل است و وحى سنتى در حاشيه كتاب و فرع و ثمره كتاب است ، كه همان وحى معانى حروف رمزى و نيز تاويلاتى قرآنى است .
لذا علىالقاعده اعتبار سنّت تنها به تأييد قرآن است ، نه اين كه اعتبار قرآن به تأييد سنّت باشد . كما اين كه حوزههاى علمى ما در اين اشتباه غوطهورند ، در مرحلهى بعد همچون اطمينان داريم كه وحى سنّت مخالف وحى قرآن نيست ، فقط قسمتى از احاديث و رواياتى كه موافق و مورد تأييد قرآن است مىپذيريم . « 3 » بنابراين سنّت ، نيازمند به
هامش
( 1 ) - همگان خصوصاً طلاب علوم قرآنى بايد توجّه داشته باشند كه در عصر غيبت معصومان محمدى عليهم اللَّه و فى زماننا هذا ، در غيبت حضرت ولى امر عجلاللَّه تعالى فرجةالشريف استفسار از قرآن كريم و استضائه به نور قرآنى است ، نه تفسير قرآن و اگر از ائمه معصومين هم احياناً احاديثى داريم كه به اين امور دلالت دارند آنها ارشاد به كنه مطلب است براى كسى كه از آن غافل است آنها هم تفسير نيست . ارشاد جاهل يا غافل است بنابراين تفسير مربوط به حقايق قرآن است نه ظواهر آيات و نصوص كتاب ، مأموريت امامان بر حق هم اين بوده كه مواظبت كنند نكات قرآنى به طور دقيق و عميق رعايت شود و احياناً افرادى در اين امور به خطا و اشتباه نروند . ( خادمالقرآن )
( 2 ) - كه آيه شريفه ناظر به هر دو بعد وحى رسولى و وحى رسالتى مىباشد . ( خادمالقرآن )
( 3 ) - بقيّه احاديث داراى دو قسمت است قسمتى مخالف نص يا ظاهر مستقر قرآن است ، كه هرگز قابل قبول نيست قسمتى هم نه موافق است و نه مخالف اگر تأييدى از قرآن كريم با سنت قطعيه بر آنها پيدا كرديم آن را مىپذيريم و الّا به حال خودشان وا مىنهيم ، چون ملاك تشخيص روايات صحيح و غير صحيح قرآن كريم است و بس . ( خادمالقرآن )