تفسيرى گوناگون وجود دارد ، ولى همهى روشهايى كه با ابزارهاى غير قرآنى و غيرمطلق بر تفسير قرآن كريم تحميل شده است ، مورد مذمت اين آيه و آياتى ديگر قرآن كريم است كه « و لا يَأتُونَكَ بِمَثَلٍ » اگر هر مثلى بياورند مطلق نيست « الَّا جَئْناكَ بِالْحَقِّ » مگر آن كه ما براى تو همهى حقايق را مىآوريم ( وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً » و بهترين تفسير را نيز خود ما در دسترس همگان مىنهيم .
چنانكه حقايق قرآن ، بهترين حقايق است ، مَثَلهاى قرآنى هم بهترين مفسِّر مورد مَثَل است ، و همانگونه كه حقايق غير قرآنى - مانند ملموسات و معقولاتِ مطلقِ مورد قبول همگان - هرگز نمىتوانند جاى حقايق قرآنى را بگيرند ، مَثلها و تفسيرهاى غير قرآنى هم نمىتوانند جاى تفسيرها و مثلهاى قرآنى قرار گيرند .
آيهى مذكور خطاب به شخص پيامبر است كه اگر هر مثلى براى تو بياورند ما بهتر از آن را مىآوريم . وحى پيامبرى دو بُعد دارد : يك بُعد رسولى يا اختصاصى به عنوان فهم ويژهى پيامبر : در اين حالت تنها فهم حروف مقطعه و تأويلات وحيانى مربوط به بطون و رموز آيات كريمه قرآنى است كه فهم آن مختص شخص پيامبر و سپس معصومان محمدى صلى الله عليه و آله است ، و انسانهاى معمولى را در آن وادى راهى نيست .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 90
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٩٠