يكديگرند . شاخهى دوم تفسير وحى در اسلام عبارت است از « اجتهاد فقهى » . اجتهاد فقهى معمول يعنى بدست آوردن حكم شرعى اعمال انسان از كتاب و سنّت . اين كوشش علمى مجتهدان نيز بر يك پيشفرضها و اصول موضوعه متعارفه خاصى مبتنى است كه همهى آنها برگرفته از دانشهاى بشرى است . [ هرمنوتيك / 2 ]
دكتر سروش : اسلام يعنى تاريخ تفاسيرى كه از اسلام شده است و مسيحيت يعنى تاريخ تفاسيرى كه از مسيحيت شده است و هكذا . اين تفاسير هميشه متعدد بودهاند و هركس تفسيرى را نپسنديده ، روى به تفسير ديگرى آورده است ؛ نه اين كه خود دين ناب را در چنگ بگيرد و معرفت دينى چيزى نيست ، جز همين تفسيرهاى سقيم و صحيح . .
اسلام سنى فهمى است از اسلام و اسلام شيعى فهمى ديگر و اينها و توابع و اجزايشان همه طبيعىاند و رسميت دارند . « 1 » هيچ دينى در طول تاريخ بدون چنين كثرتى نبوده و نزيسته است . تاريخ كلام اديان و مذاهب گواه اين امر است . [ كيان / 36 ]
آيةاللَّه صادقى : درست است كه در طول تاريخ ، روشها و تفسيرهاى گوناگونى براى قرآن كريم پديد آمده است ، « 2 » اما سخن در اين است كه كدام روشن صحيح است احسن التفسير كدام است ؟ ما عرض مىكنيم كه : تنها تفسير قرآن به قرآن بهترين روش است « 3 » و بر پيشفرضهاى بشرى هم استوار نيست ، پيشفرضهايى كه براى تفسير
هامش
( 1 ) - در اين عبارت هم اشكالاتى است از جمله اين كه اسلام را به معناى تاريخ تفسيرى كه از اسلام شده معنا كردهاند . ديگر اين كه معرفت دينى را گفتهاند چيزى نيست غير از همين صحيح و سقيمهاى تاريخى بنابراين ايشان قائل شدهاند كه در هر زمان تاريخى و تفسيرى و هر تفسيرى هم دينى و در نتيجه : كثرت و تكثر اديان ، و لكن ايشان در همه موارد همانند موارد قبلى متأسفانه گرفتار اشتباهاتى شدهاند كه حضرت استاد بحول و قوه الهى جواب مستقصى دادهاند . ( خادمالقرآن )
( 2 ) - اين روشهاى گوناگونى كه ايشان در مورد تفسير قرآن مظلوم ذكر فرمودهاند . چيزى جز قياس متن قرآن كريم با متون بشرى نيست . و بيشترين اشكالات ما نيز بر اين آقايان از همين نقطه نشأت گرفته است . ( خادمالقرآن )
( 3 ) - چون تنها راه خصوصاً در عصر غيبت حضرت ولى امر عجلاللَّه تعالى فرجه الشريف همين راه است و بس . راه ديگرى نداريم زيرا همه راهها يا واقعاً بىراهه است و يا مشكوك و مظنون و انسان عاقل خصوصاً در امر دين بىراهه يا راه مشكوك و مظنون را هرگز نمىرود و نبايد هم برود بهعلاوه اين كه خود شارع مقدس هم از طرق مشكوكه و مظنونه نهى اكيد فرمودهاند . اصولًا ما وظيفه داريم به علم عمل نماييم و چنانچه علم نداريم و راهى هم براى بدست آوردن حكمى نداريم - تكليف هم نداريم - لازم نيست حكم تراشى كنيم ، به همانهايى كه علم داريم عمل مىكنيم - بقيّه پيشكش - خداى تعالى هم هرگز كسى را براى ندانستههايى كه راهى براى دانستن آنها نداشته و عمل نكرده موأخذه نمىكند - والسلام على من اتبع الهدى : ( خادمالقرآن )