لذا از ديدگاه معصومين عليهم السلام حتى يك آيهى متشابه هم نداريم ، همچنين غيرمعصومين نيز اگر به طور دقيق و با فكرى عميق ، تدبّر كنند ، هيچ تشابهى براى آنان باقى نمىماند ، « 1 » و اصولًا ما براى رفع تشابه سه روش داريم :
1 - راهى كه بيراهه است . يعنى گرفتن معناى يكسان براى ذات و صفات خدايى « 2 » و غير خدايى ، توسط كسى كه فكر و عقلش به تجريد و تفكيك و مجردكردنِ معانىِ الفاظِ مشترك الاستعمال از يكديگر نمىرسد ؛ چنين شخصى نبايد متشابه را معنى كند ، تا علمِ خلق را همچون علمِ خالق و خالقيت الهى را چون خالقيت بندگان بداند يا بايستى به قراين الفاظ توجه كند تا معناى خالقى و خلقى را بتواند از هم جدا كند .
2 - متشابه را به محكم ارجاع دهيم ، چون همانگونه كه ذكر شد آيات قرآن مفسر يكديگرند ، مثلًا آيهى هفتم سوره آل عمران مىفرمايد : « هَوَ الَّذى انْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ امُّ الْكِتابِ وَ اخَرُ مُتَشابِهاتٍ فَامَّا الَّذينَ فى قُلُوبِهِم زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ مايَعْلَمُ تَأْويلَهُ الَّا اللَّهُ وَالْرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّابِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ الَّا اولُواالْالْبابِ » اوست كسى كه - اين - كتاب را بر تو نازل كرد ، برخى از آياتش محكم و بعضى از آنها متشابهند ولى كسانى كه در دلهاشان كژى و انحرافى است از متشابهاتش پيروى مىكنند و . . . محكمات قرآنى محور و مرجع و امالكتابند ، و ما متشابهات را با كمك آنها ، معنى و تفسير مىكنيم و تنها كسانى كه در دلهايشان « زيغ » : انحراف ، علاقه ، انتظار و پيشفرضهاى نادرست و يا غير مطلق است ، متشابهات را بدون محكمات و طبق علاقهى خود معنا و تفسير مىكنند . « 3 »
در اين روش معانى آيات متشابه با آيات محكم مشخص مىگردند . امثال آيات
هامش
( 1 ) - چون قرآن هم براى معصومان و هم براى غير معصومان . براى هر دو كتاب علم و عقيده و عمل است چنانچه معصومان عليهم السلام كتاباللَّه را بفهمند و عمل نمايند اما غير معصومان نفهمند و عمل نكنند نقض غرض خواهد بود . ( خادمالقرآن )
( 2 ) - يعنى تمامى الفاظ و كلمات متشابه قرآن كريم را همانطور كه هست و بدون توجه به قرائين و شواهد معنا كنند - مثلًا يداللَّه را دست خدا عيناللَّه را چشم خدا - وجهاللَّه را صورت خدا معنا كنند - اين راهى است بىراه و جاهلانه زيرا در نهايت قائل به تجسم خواهند شد - كمااين كه عدهاى از اهل خلاف گرفتار اين شبهه و اشتباه شدهاند و در نتيجه خود و ديگران را در وادى ضلات و گمراهى افكندهاند . ( خادمالقرآن )
( 3 ) - و تمام اشكالات ما به اين آقايان از همين جا نشأت مىگيرد - يعنى تفسير با رأى و نظر خودشان يا بدتر با رأى و نظر دوستانشان ( خادمالقرآن )