تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
نشست . آيا در دانشگاه كرسى هست يا كرسى كنايه از « جايگاه استادى » و از كلمات متشابه است ؟ « 1 » در زندگى روزمره همگان حتى عوام كوچه و بازار چنين جملات متشابهى بسيار به كار مىرود كه معنى آن‌ها بر همگان آشكار است و هيچ‌گونه ابهامى براى فهم واقعى اين جملات ، احساس نمىشود . رمز مطلب در آن اين است كه كسى با مفروضات و علايق شخصى و با ذرّه‌بين‌هاى علمى و سليقه‌هاى فكرى به تفسير اين‌ها نمىپردازد ، بنابراين با دلى صاف و عقلى پاك و بىآلايش ، مراد گوينده يا نويسنده را مىفهمند . پس چرا در مورد قرآن كريم با دل و فكر صاف و پاك نظر نمىافكنند تا مراد الهى را بفهمند ؟ براى درك جملات و آيات محكم و متشابه قرآن نيز بايد زنگارهاى فكرى و عقلى را زدود و بحث و جدل‌هاى غير علمى و غير عقلى را كنار گذاشت ، كه : « الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا » كسانى كه در را راه ما با اخلاص كوشش كنند قطعاً ما راه هدايت را به آن‌ها نشان مىدهيم ( سوره‌ى عنكبوت آيه آخر ) . به عنوان مثال آيه شريفه : « يَدُاللَّه فَوْقَ أَيْدَيهَم » ، « اللَّه » كه با دلايل عقلى و علمى و نصّ كتاب و سنّت ، فهميده‌ايم و مىدانيم كه دست و پا و جسم و زمان و مكان ندارد ، « يَد » را از آن‌چه محدود به زمان و مكان است تجريد و تخليه مىكند ، يعنى « اللَّه » ، « يد » را معنى مىكند . چنان‌كه كلمه‌ى « اللَّه » ، صفات « سميع ، بصير ، قدير و . . . » را نيز توجيه و معنى مىكند . بنابراين ، يد و دست و فعل خدا و همه چيز خدا ، خدايى است . « 2 »
هامش
( 1 ) - اصولًا در بسيارى از موارد ، استعاره و كنايه كارايى و زيبايى بيشترى نسبت به تصريح دارد به طورى كه اگر به نحو صحيح و در جاى خود استعمال شوند حتى ابلغ و ابين از تصريح هستند - كمااين‌كه بزرگان ادب نيز در اين مورد گفته‌اند الكنايته ابلغ من التصريح . ( خادم‌القرآن ) ( 2 ) - مضاف و مضاف‌اليه چنان‌چه با هم معنا شوند هر چه اضافه به اللَّه شود قهراً بايد از معناى خلقى تجريد شود بنابراين وقتى گفته شد : يداللَّه ( دست خدا ) عين‌اللَّه ( چشم خدا ) وجه‌اللَّه ( صورت خدا ) و . . . مىفهميم كه اين دست ظاهرى كه ما مىفهميم . چشم ظاهرى - صورت ظاهرى نيست بلكه كنايه از قدرة و علم و صفات جلال و جمال اوست . به كسانى كه با « بهانه فيه آياتٌ محكمات و اخَرُ متشابهات » اصل قرآن را رها نموده‌اند عرض مىكنيم منظور از متشابهات قرآنى فقط مانند همين آيات شريفه است ، يعنى آياتى كه در آن‌ها الفاظ و لغات مشترك المعانى بين خلق و خالق استعمال شده است . مانند مثال‌هاى مذكور و سميع ، بصير ، قادر ، عليم ، حكيم و . . . از اين قبيل كه با عرض به محكمات رفع تشابه صددرصد مىگردد . ( خادم‌القرآن )