اندازهاى كه مفهومى براى آنان داشته باشد و بس ، سپس با يكى از دو روش مذكور ، لفظ مشترك و متشابه محكم گشته و تشابهش از نظر معنوى سلب مىگردد . لذا متشابهات ، مشتبهات و ظنيات نيستند . بلكه تشابه لفظى دارند كه با عرض به محكمات قابل تشخيصاند . چون الفاظ از اين جهت سه نوعند :
1 - الفاظ و لغاتى كه معانى آنها در انحصار خداست و استعمال آنها براى هيچ يك از مخلوقات حايز نيست . اين رقم از الفاظ محكمات قرآنىاند . مانند : خالق ، حىّ لايموت ، ابدى ، ازلى ، صمد ، احد . . .
2 - الفاظ و لغاتى كه در انحصار خلق است . و استعمال اين الفاظ در مورد خداى تعالى جايز نيست . اينها نيز از محكماتاند ، مثل : مخلوق ، معدوم ، مرزوق ، ابن - ابوالد - كفو - فانى - عاجز - ظالم - و امثال اينها همه از محكمات كتاباللَّه هستند كه استعمال آنها در مورد خداى تعالى هرگز جايز نيست .
3 - الفاظى كه مشترك بين خدا و خلق است ، مانند : سميع ، بصير ، قدير ، يداللَّه و عيناللَّه وجهاللَّه جاءَ ربك و امثال اينها . . . مثلًا آيهى « يَدُاللّهِ فَوْقَ ايْديهِم » ( فتح / 10 ) دست خدابالاى دستان ( قدرتهاى ) آنان است . خدا اين كلمات و اصطلاحات را كه در معانى جسمانىِ خلق ، به راحتىقابل درك هستند ، به گونهاى متشابه براى صفات و اسماء خود نيز استعمال كرده است . اينها متشابه و مشتركاند . « 1 » فلذا به حسب روايتى از امام صادق عليه السلام كه مىفرمايد : « المُتَشابِهُ مَا اشْتَبَهَ عِلمُهُ عَلى جاهِلِهِ » « 2 » متشابه آن است كه نادان نسبت به آن اشتباه دارد . « 3 »
هامش
( 1 ) - البته در ديد بدوى اين الفاظ متشابه به نظر مىرسند ، اما با امعان نظر و دقت ، معلوم مىشود كه اين رقم الفاظ نيز نه مشتبهاند و نه مجمل بلكه الفاظى متشابه و مشتركند بين خالق و مخلوق كه با دقت در آيات محكم قرآن و عرض آن متشابهات به محكمات تشابه به كلى مرتفع مىگردد . ( خادمالقرآن )
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 89 ، ص 382 ، باب متشابهات القرآن .
( 3 ) - يعنى فهمش براى جاهل به آن لغت مشتبه است اما براى عالم به آن هيچگونه اشتباهى در كار نيست چنان كه قبلًا نيز متذكر شدم . ( خادمالقرآن )