بسط معرفت دينى است . بسيار جالب توجه است كه قرآن خود هيچ سررشتهاى به دست ما نمىدهد « 1 » كه دريابيم چگونه مىتوان متشابهات را معلوم كرد ، كل تاريخ اسلام نشان مىدهد كه در واقع همهى آيات قرآن در مظانّ متشابه بودن واقع شدهاند و همين امر قرينهاى است مؤيد اين مدعا كه وجود متشابهات ناشى از ماهيت تفسير و نيز نوع مفروضاتى است كه شخص از پيش مقبول مىشمرده است . [ كيان / 38 / ص 7 ]
آيةاللَّه صادقى : اولًا عرض مىكنيم كه اين آيه هفتمين آيه از سورهى آل عمران است . و نه پنجم ، در ثانى در قرآن كريم هم محكماتش دال است هم متشابهاتش .
محكمات آياتى هستند كه براى تفسير آنها به آيات ديگر نيازى نيست يعنى مقصود مورد نظر در آيه شريفه بهطور واضح و محكم بيان شده است . مانند « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ » ( شورى / 11 ) . « قُلِ اللَّه خالِقُ كُلِّ شَىءٍ » ( رعد / 16 ) « قل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » ( توحيد / 1 ) متشابهات نيز در دلالت ظاهرى واضحاند ، منتهى مدلول حقيقى آنها با تدبّر در آياتى ديگر و يا با تفكر درونى در خود آيه بدست مىآيد . بهطور كلى ، خداى تعالى در آيات متشابه ، الفاظ مشتركى را بين خالق و مخلوق استعمال كرده است ؛ يعنى در بيان صفات ذات ، افعال و اسماء الهى لغاتى مستعمل و قابل فهمى را براى مخلوقات به كار برده است ، و منظور از متشابهات « و اخَرَ متشابهات » هم فقط همين آيات است . زيرا الفاظ خاص ربانى براى مخلوق قابل فهم نيست و ناگزير براى تبيين ذات ، صفات و افعال الهى - در حد توان مكلفان - بايستى الفاظى مشترك بين خالق و مخلوق استعمال شود . « 2 » به
هامش
( 1 ) - اين كه ايشان گفتند قرآن ملاك محكم و متشابه را به دست نمىدهد و در تاريخ اسلام همهى آيات در مظان تشابه قرار گرفته است . افترايى بيش نيست آيات محكم و متشابه هر دو در قرآن كريم واضح و روشن و دال هستند . زيرا آيات محكم امالكتاب و مُفَسِّر آيات غير محكم الهى مىباشند و ما حتى يك آيه به عنوان نمونه و مثال هم در قرآن كريم نداريم ، كه غير دالّ و مجمل يا مبهم باشد ، و يا متشابهى كه هم چنان در تشابه بماند . ( خادمالقرآن )
( 2 ) - اصولًا اين الفاظ مشترك به خاطر تقريب ذهن است نه اين كه به كُنه ذات الهى بخواهند پى ببرند هيچ كس را در اين وادى راهى نيست خداى تعالى هم از بشر نخواسته كه به كنه ذاتش پى ببرند بلكه همين اندازه كه بفهمند يك علم مطلق ، يك قدرت مطلق ، يك حيات مطلقى هست كه اين جهان با اين عظمت را مىگرداند ، خالق همه جهان است ، ابتدا و انتها ندارد ، مرگ و نيستى ندارد ، تمام اوصاف حقيقى و سرمدى را دارد و هيچيك از اوصاف نادرست را ندارد همين اندازه براى آنها كافى است ، و اين معنا دليل نمىشود كه قرآن متشابه باشد و آن را كنار بگذارند و ما هم همين اندازه كه خداى تعالى منظورش بوده از آيات مىفهميم چون قرآن هدىً للناس است هر كس به اندازه سعه وجودى خودش قرآن را مىفهمد - و اصولًا قرآن كريم براى كسانى كه با او ممارست دارند هيچگونه تشابهى ندارد ، زيرا با عرض آيات متشابهات به آيات محكمات تشابه بر طرف مىشود . ( خادمالقرآن )