تهمت را از ساحت مقدس خدا و قرآن و پيامبر و امامان دور سازيم . تهمت تحريف ، ظنّى الدّلالة بودن ، غير قابل فهم بودن ، قديمى و كهنه بودن ، منحصر به زمان خاص بودن و . . .
را از آن دور سازيم و زمينه را براى ظهور نقش « الا اللَّه » مناسب گردانيم . فقط خدا و كلام خدا و رسول خدا و انتخاب شدگان بعد از او البته اگر همگان بپذيريم و بپذيرند ، كه قرآن حق مطلق است ، قبض و بسطى هم در شريعت نيست ، در اين صورت وحدت آراء هم امكانپذير است و اين هم دليل بر اين نيست كه با ديگرانى كه چنين فكر نمىكنند ، بايد با خشونت رفتار كنيم . شيعه و سنّى گرچه هريك خود را حق مىدانند ، اما نبايد رفتارهاى خشن و توهينآميز با يكديگر داشته باشند و بايستى احترام متقابل حكمفرما باشد ، زيرا شيعيان از حضرت على عليه السلام و سنّيان از خلفاى سهگانه برتر نيستند . آنان سالها در كنار يكديگر بدون برخوردهاى ناشايست و با آرامش با هم زندگى مىكردند .
درست است كه به عقيدهى شيعيان ، پس از رحلت رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله با تنها فرزند پيامبر حضرت صديقهى طاهره عليهم السلام و در جريان سقيفه و گرفتن بيعت از حضرت على عليه السلام ، رفتار شايستهاى با اين بزرگواران صورت نگرفت و حضرت على عليه السلام براى حفظ كيان و اساس اسلام ، راضى به سكوت شد ، اما اگر اين قسمت را صرفنظر كنيم ، پس از آن حضرت على عليه السلام وخلفاى سهگانه بدون تنش ، خشونت و بىاحترامى در كنار هم زندگى مىكردند و هر سه خليفه ، بارها در جنگها و تصميمگيرىها از حضرت على عليه السلام نظر مىخواستند و مشورت مىكردند و ايشان هم رأى و نظر خويش را به آنان و ديگران بيان مىفرمودند .
پس بين شيعه و سنّى ، هرگونه برخورد ناشايست ، توهين و تقبيح ، دور از رفتار اسلامى است ، تا چه رسد بين خود شيعيان ، يا سنّيان . عوام كه مقلدند و بايد به اندازهى توان خود جوياى حق باشند و اگر نتوانستند به حق برسند ، بايد پيرو رهبران خود باشند ، عالمان شيعه و سنّى هم بدون برخوردهاى ناشايست ، بايد با مشورت و بحثهاى علمى ، حق را بر خود و ديگران مكشوف سازند . بالاخره همهى مسلمانان در هر فرقهاى خدا ، قرآن و پيامبر را قبول دارند و مىتوان با اين سه محور ، بحثهاى علمى و اسلامى را به
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 408
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٤٠٨